آدم و ماه

باز نگاه می‌کنم و ماه هنوز در آسمان است. دارم به این فکر می‌کنم که آدم مثل ماه است، یک شب کاملِ کامل و یک شب هم در ناقص‌ترین حالت خود، اما همچنان زیبا. همه چیز همین است، گاهی در اوج و گاهی در افتاده‌ترین حالت. اما چیزی که هست این است که ماه هر شب را ماه است نه فقط زمان کامل شدن و این برای آدم هم صدق می‌کند، آدم هم حق دارد که گاهی کامل باشد و گاهی نه، اما همیشه آدم است.

باز نگاه می‌کنم و ماه هست، اما می‌دانم ماه هم می‌رود. جالب این است که ماه در نبودنش هم ماه است. هر کسی هم که نیست دقیقا همانی است که بوده. جای خالی افراد دقیقا همانطور است که هنگام بودنشان. در واقع صدای خنده‌شان همانطور در ذهن است، لحن حرف زدن‌شان همانطور و همۀ چیزهای دیگر هم همانطور اما این بار تنها در خیال.

باز هم به ماه نگاه می‌کنم و این بار نصفه و نیمه است، دارد می‌رود. من هم باید بروم. از اینجا غروب می‌کنم و در جایی دیگر طلوع. ماه هم همینطور. انگار آدم خیلی ماه است، خیلی. خوب که فکر می‌کنم شاید باید روی ماه به دنیا می‌آمدیم نه روی زمین.

نگاه می‌کنم. ماه رفته است. خداحافظ.


پی‌نوشت: اصلا قرار نبود که این متن پست بشه و حتی اون یکی پست که آماده کرده بودم شاید خیلی بهتر  از این باشه اما همیشه کیفیت مهم نیست، گاهی باید به دل گوش کرد.

2 thoughts on “آدم و ماه

  1. این تشبیه رو خیلی دوست داشتم. به خصوص این جمله رو: «آدم هم حق دارد که گاهی کامل باشد و گاهی نه، اما همیشه آدم است.» اتفاقاً دیروز بخش‌‎هایی از کتاب موهبت کامل نبودن رو برای گروهم فرستادم. کل کتاب حرفش همینه.
    اتفاقاً این پست‌های دلی خوب به دل میشینن:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *