اجبار مضر

تا همین چند دقیقه پیش مشغول نوشتن مقاله‌ای بودم که تا صبح باید حتما تحویلش بدهم. از شنبه که قرار شد بنویسمش دست به قلم نبردم تا همین امشب و صبح هم اگر تحویلش ندهم (که می‌دهم) دردسرهای خودش را دارد.

قبلاً از اجبار مفید گفته‌ام و این بار می‌خواهم از اجبار مضر و اشتباه حرف بزنم.

اگر شما به چیزی علاقه‌مند نباشید اجبار به انجام آن شما را علاقه‌مند یا موفق نمی‌کند بلکه تنفرتان را افزون می‌کند.

همین امروز داشتم در یک مقاله می‌خواندم که کودکان در سن دو تا سه سالگی لج‌باز می‌شوند و وقتی می‌گویی کاری را انجام ندهند بیشتر به انجام دادنش تشویق می‌شوند. فکر می‌کنم درون هر یک از ما یک کودک لج‌باز دو تا سه ساله است که وقتی به انجام کاری که دوستش نداریم مجبور می‌شویم طغیان می‌کند.

اگر چیزی را دوست ندارید اما می‌خواهید در آن موفق شوید و در مسیری منظم و دقیق در آن پیش روید اولین گام را حتما باید درست بردارید، که اگر آن را اشتباه بردارید به مقصد نمی‌رسید.

اول باید خود را به کاری که انجام می‌دهید علاقه‌مند کنید. اما چطور؟
سعی کنید با نگاهی نو و از منظری دیگر به مسئله نگاه کنید. به قول سهراب سپهری چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

یک بار از معلمم پرسیدم واقعاً معلمی را دوست داری؟ و دوست نداشت!
از آنجا که از معلم‌های خوب‌مان بود، پرسیدم پس چطور در معلم بودن موفقی؟ گفت: همین که رشتۀ مورد علاقه‌ام را درس می‌دهم دلیلی کافی است یا اصلاً این به کنار، خیلی حال می‌دهد وقتی شاگردها صدایت می‌زنند آقا بیا فوتبال.

اگر علاقه را در خود ایجاد کردید بخش عمدۀ مسیر طی کرده‌اید. بعد از ایجاد علاقه باید عادت ایجاد کنید که یک عادت ساده 21 روز طول می‌کشد و اگر پیچیده‌تر باشد کمی بیشتر.

یادم است چند سال پیش یک امتحان داشتم و همه می‌دانستند قرار است برایش درس نخوانم اما شرط بر سر یک جایزه شد و خب هر کسی هم جایزه‌دوست است، پس شدم نفر سیزدهم آن آزمون در شهر تنها به یک دلیل که الان در کمد پشت سرم گذاشتمش، یک دستکش بوکس.

پس راه دیگر این است که برای خود جایزه تعیین کنید و با جایزه دادن به خود سختی کار را به جان بخرید. اما اگر هیچ یک از این کارها را انجام ندهید نهایتاً برای مدت خیلی کوتاهی می‌توانید یک کار را (حداقل با کیفیت خوب) انجام دهید.

هر اجبار بدون علاقه، آبیاری کردن بذرهای تنفر است.

 

 

2 thoughts on “اجبار مضر

  1. جمله آخر چقدر جذاب بود.
    دارن هاردی توی کتاب اثر مرکب میگه بیشتر از انکیزه داشتن به دلیل نیازمنیدم. میگه انگیزه ممکنه یه جایی ته بکشه. خصوصاً اگه دلیل قرص و محکمی پشتش نباشه. وقی دلیل میشه موتور محرک اون انگیزه. اصلاً وقتی دلیل هست ما را چه به انگیزه؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *