اجبار مفید

برخی مواقع باید دلایلی برای زیاد انجام دادن یک کار پیدا کنیم و با غرق کردن خودمان در آن کمیت را به کیفیت ختم کنیم.
شاید بتوان گفت مهارت در هر زمینه‌ای به دو عامل بستگی دارد:
1-علم
2-تجربه
و به اعتقاد من تجربه می‌توانم خود تولید کننده علم باشد.
این روزها همراه با چالش‌های مختلفی مانند تایپ کردن حداقل هزار کلمه در روز، به اشتراک گذاشتن یک پست روزانه در سایت و… به خودم این قول را هم داده‌ام که روزی چند صفحه در دفتر بنویسم.
اکنون دارم سعی می‌کنم که یک ماه از یک سالنامه را در چهار روز پُر کنم و زیاد برایم فرق نمی‌کند که با چه نوشته‌ای پر می‌شود.
اگر ایدۀ یادداشتی باشد در دفتر می‌نویسم.
اگر داستان باشد نسخۀ اولش نصیب دفتر می‌شود.
اگر بخواهم از نوشته‌ای رونویسی کنم در دفتر انجامش می‌دهم
و اگر شعری به ذهنم برسد خانه‌اش خطوط دفتر است.
نوشتن در دفتر و تعهد به خلق چیزی که گاهاً می‌تواند هیچ باشد مزایای زیادی برای من داشته. از ایدۀ ده‌ها یادداشت گرفته تا دو خطی‌های خامی که داستان شده‌اند.
در واقع گاهی اوقات تحت اجبار قرار دادن خود برای انجام یک کار می‌تواند منجرات زیادی به همراه داشته باشد.
شما در اجبار می‌توانید داستان نویسنده‌ای را که اگر ننویسد، می‌میرد را خلق کنید.
می‌توانید شهرزادی قصه گو متولد کنید.
می‌توانید از فواید تحت اجبار قرار گرفتن بنویسید و از هر چیز دیگری.
در واقع اگر شما خود را تحت اجباری صحیح قرار دهید و کمیت کار خود را زیاد کنید بی‌شک این کار می‌تواند کیفیت را هم به همراه داشته باشد و برای‌تان مفید واقع شود. همانطور که برای من مفید بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *