از دیالوگ‌های موردعلاقه! | باشگاه مشت‌زنی

«من قدرتمندترین و باهوش‌ترین مردهای کل دنیا رو تو باشگاه مشت‌زنی می‌بینم. این همه پتانسیل تو همه هست و می‌بینم که چجوری تلف می‌شه. لعنتی، کل مردای یه نسل مشغول این شدن که بنزین بزنن برای بقیه، پیشخدمتی رستوران بکنن. برده‌های عصر مدرن. تبلیغات باعث شده که ما هی کل زندگی‌مون دنبال ماشین‌های شیک و لباسای گرون‌قیمت بدوییم. سر شغل‌هایی می‌ریم که ازش متنفریم تا پول در بیاریم و پرت‌وپلاهایی بخریم که بهشون نیازی نداریم. ما فرزندان میانی تاریخ هستیم. نه هدفی داریم نه جایگاهی. تو هیچ جنگ بزرگی شرکت نکردیم. هیچ رکود بزرگی رو تجربه نکردیم. جنگ بزرگ ما یه جنگ روحی و معنویه…رکود بزرگمون همین زندگی بی‌هدفیه که داریم. همه مون با تماشا کردن برنامه‌های تلویزیونی بزرگ شدیم، برنامه‌هایی که بهمون القا کردن یه روز همه‌مون میلیونر و ستاره‌ی راک و چهره‌های سینمایی می‌شیم. ولی می‌دونیم که قرار نیست همچین اتفاقایی بیفته، و کم‌کم داریم اینو می‌فهمیم. و به خاطرش خیلی خیلی عصبانی هستیم.»

fight club


فیلم باشگاه مشت‌زنی برای من از فیلم‌هایی‌ست که کهنه نمی‌شود، فیلمی که همیشه خوب و مناسب دیدن است. و این دیالوگ از موردعلاقه‌هایم است، از آنهایی که توی دفترم می‌نویسم و هر چند وقت یک بار می‌خوانمش. نه که معتقد باشم که زندگی دقیقا مثل همین دیالوگ است اما معتقدم که خیانت بزرگی در حق بشریت شده، آن هم نه توسط ناآشیانی دور از تصور، بلکه توسط عده‌ای دیگر از انسان‌ها.

یک زندگی خالی از روح بزرگ‌ترین خیانتی است که می‌شود به زندگی کرد. آدم باید کاری کند، کاری مهم، کاری که به زندگی‌اش معنا ببخشد و رشد ایجاد کند. آدم اگر نتواند به چیزی چنگ بیاندازد زندگی از آن هم که هست سخت‌تر می‌شود. و سعادت آدمی در این است که رشد کند و رشد تنها از هدف استخراج می‌شود. باید هدف داشت، باید به چیزی رسید که استحاقش را داریم، نه اینکه اسم‌مان در تاریخ ثبت شود، اما از تاریخ آمدن‌مان تا رفتن‌مان بهتر این است که تعییری مثبت در جهان ایجاد کرده باشیم.


توصیه می‌کنم که فیلم fight club را ببینید، و هر فیلم دیگری از دیوید فینچر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *