از هیچ به یک چیز

اینکه گاهی ایده‌ای برای گسترش دادن نداشته باشیم و غرق در هیچ شویم اصلاً جای تعجب ندارد. ایده‌ها هم مثل حرف‌ها می‌مانند، گاهی آدم حرفی هم برای گفتن ندارد.

امروز وقتم کمتر از همۀ روزهایی‌ست که در این هفته داشته‌ام. دیشب چون مشغول به کار بودم دیر خوابیدم و صبح نتوانستم به موقع بیدار شوم. همین که بیدار شدم یک کلاس دو ساعته داشتم و سریع رفتم سر کلاس و دقیقاً تا دو ساعت پیش سر کلاس بودم.

داشتم به این فکر می‌کردم که ده دقیقۀ دیگر هم که قرار است بروم بیرون و شب هم که مهمان داریم پس در این ده دقیقه بهترین فرصت است که چیزی بنویسم. حقیقتش اولین چیزی که در جواب به اینکه بروم بنویسم به ذهنم آمد این بود خب از چه بنویسم؟ و جوابم این شد:

نداشتن ایده مهم نیست، همانطور که خیلی‌ها هیچ ایده‌ای ندارند. پس پیدا کردنش مهم است.

در واقع اینکه بیاییم و از این حرف بزنیم که در مواقع ایده نداشتن چگونه باز هم سعی به تولید محتوا کنیم خودش یک ایده است، هر چند خام. در بسیاری از مواقع ایده‌های اصلی‌ای که برای نوشتن داشته‌ام را به این صورت یافته‌ام که چون نمی‌دانستم از چی بنویسم شروع کردم به آزادنویسی و نوشتن از این در و آن در و هر چیز کوچک و بزرگی را مسئله قرار داده‌ام تا آخرش یک ایده‌ی بسیار کوچک هم که شده از آن استخراج کنم.

برداشتی که خودم از اینگونه کار کردن داشته‌ام این بوده که کمیت می‌تواند به کیفیت منجر شود. درست است قرار گرفتن در این مسیر  و به درستی پیش بردن آن سخت است اما همیشه جوابگو است.

این را بدانید که تلاش، چراغ راه است.

4 thoughts on “از هیچ به یک چیز

  1. دست برداریم از غر زدن‌ها و نداشتن ایده. به‌اندازۀ کافی روزهایمان آن‌قدر آشفته و درهم می‌گذرد که اگر بخواهیم از نوشتن کناره‌ بگیریم نابود خواهیم شد. اصلا اگر حرفی برای گفتن نداریم فقط از سکوت بنویسیم.

پاسخ دادن به abasaleh لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *