از کجا بفهمیم استراحت کافی‌ست؟

خب این امری عادی‌ست که آدم از استراحت کردن لذت ببرد. استراحت هم همانطور لذتبخش است که خوردن یک لیوان آب خنک در روز گرم، همانقدر که خوردن یک وعده غذای مامان‌پز و همانقدر که نفس کشیدن بعد از اینکه غذای نشسته روی سینه‌ات راحتت می‌گذارد. اما نمی‌شود دائما در استراحت بود، باید جایی دست از استراحت کشید و دوباره شروع به عمل کرد.

نمی‌شود لحظه و نقطه‌ای مشخص اعلام کرد که درست در همان ثانیه باید دست از استراحت کشید و شروع کرد به کار کردن اما چیزهایی که خودم در خودم حس کردم را می‌گویم.

1-وقتی بیش از پیش رویاپردازی می‌کنیم

برای من همیشه اینطور بوده که در زمانی که کمتر از همیشه فعالیت دارم بیشتر از همیشه شروع به رویاپردازی می‌کنم و زمانی که به اوج رویاپردازی‌ام می‌رسم می‌دانم که پتانسیل درونی‌ام در حال افزایش است و این یعنی زمان پایان بخشیدن به استراحت نزدیک است.

 

2-وقتی  دیگر از استراحت کردن لذت نمی‌برید

من وقتی زیادی دست از کار کردن می‌کشم از یک جایی به بعد به جای لذت بردن از استراحت حالم بهم می‌خورد و دائم دلم می‌خواهد کار کنم. احتمالا اگر به کاری که انجام می‌دهید علاقه داشته باشید این نقطه را در زمان استراحت به خوبی حس می‌کنید، جایی که دیگر استراحت لذتبخش نیست بلکه لذت را در دوباره شروع کردن می‌بینید.

 

3-زمانی که به کسالت می‌رسید

توی خانه وقتی حال من خوب نباشد همه دو راهکار دارند، یا می‌گویند برو تمرین یا می‌گویند بنویس. دور بودن و فاصله داشتن از این دو کار تنها تا مقداری خاص برای من ممکن است و فاصلۀ زیادتر از حد منجر به کسالتم می‌شود.

هر وقت در استراحت بودید و از فعالیت همیشگی‌تان فاصله داشتید و به دام کسالت افتادید احتمالا زمان آن رسیده که به استراحت پایان ببخشید و دست به عمل بزنید چون روح آدم با کاری که انجام می‌دهد در تعامل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *