استراحت فعال

استراحت فعال. این را توی یک کتاب ورزشی دیدم. به جز اسمش چیزی ازش نمی‌دانم و آن را هم همین امشب از روی تیتر کتاب‌های ورزشی‌ای که هدیه گرفتم خواندم.(ذوق)

اما فکر می‌کنم اینطور باشد که همه چیز را کمتر می‌کنیم اما هیچ چیز را هیچ نمی‌کنیم و همینطور ادامه می‌دهیم تا زمان برگشت جدی‌تر به فعالیت، به نقطه‌ای که قرار است از نو همه چیز جدی‌تر شود.

فکر می‌کنم استراحت فعال یعنی دائما تمرین کنیم اما با فشار کمتر و مرور فن و تکرار دائمی آموخته‌ها اما با شدتی که خسته‌مان نکند و اجازه تنفس آسان را به ما بدهد. به عنوان مثال اگر قرار باشد من وارد یک استراحت فعال شوم به جز آزادنویسی و کتاب‌خوانی کار دیگری نمی‌کنم و برای ورزش هم همه چیز را به حداقل و چیزی نزدیک به نرمش‌های پیاپی می‌رسانم.

تجربه تمام این سال‌ها که ورزش کرده‌ام برای من این بوده که آرام‌ارام شروع می‌کنیم و کم‌کم به شدت کار می‌افزاییم و تا نقطه اوج حرکتش می‌دهیم و بعد از نقطه اوج دقیقا جایی است که باید قدرت اصلی را نشان دهیم، جایی که می‌تواند در یک مسابقه یا چالش باشد. بعد از اتمام تمام این مراحل بهترین نقطه برای داشت استراحتی فعال است، استراحتی برای بازیابی انرژی و برگشتی دوباره به روال همیشگی.

حالا به برنامه‌هایم که فکر می‌کنم می‌بینم پس از این همه مدت به شیوه‌ای خرکی کار کردن شاید دلم استراحتی فعال بخواهد، شاید بعد از اتمام تمام برنامه‌های ریزودرشتی که برای خود چیده‌ام. شاید یک هفته و شاید بیشتر اما فکر می‌کنم این کار برای بقا در مسیر لازم است چون یک فشار دائمی به‌قطع آدم را از پا در می‌آورد، درست مثل درختی که پشت هم دائما و دائما تبر می‌خورد تا که می‌افتد و هیچ فاصله‌ای اجازۀ رشد دوباره و جان گرفتن را به آن نمی‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *