اصالت در کار | چطور بهتر کار کنیم؟

چطور بهتر کار کنیم؟

آمدم کتابی از چخوف بخوانم که با بخشی از پیش‌گفتارش چنان درگیر شدم و چندباره خواندمش که فهمیدم باید حتما درباره‌اش بنویسم.


«بی‌شک تحصیلات من در دانشکدۀ پزشکی تاثیر مهمی بر آثار ادبی‌ام داشته است. اطلاعات پزشکی، نیروی مشاهده مرا تقویت کرده است و دانش مرا نسبت به جهان و مردم غنی و سرشار کرده است. ارزش حقیقی این علم و تاثیر مستقیم علم پزشکی در آثار من چنان بوده که از خیلی اشتباهات بر کنار مانده‌ام. آشنایی من با علوم طبیعی و با متد و روش علمی، همیشه مرا در راه منطقی نگاه داشته است و من تا آنجا که ممکن بوده است کوشیده‌ام که اصول علمی را مورد ملاحظه قرار بدهم. و آنجا که رعایت و پیروی از اصول علمی امکان نداشته است، اصلا از نوشتن چنان مطلبی صرف نظر کرده‌ام.

این را باید اضافه کنم و بگذرم که ابداع هنری همیشه با اصول علمی وفق نمی‌دهد. مثلا محال است که روی صحنه، مرگ یک نفر سم خورده را، آن‌گونه که در عالم واقع اتفاق می‌افتد نشان داد. اما می‌توان با رعایت اصول علمی، آن صحنه را به طبیعت نزدیک کرد، چنان که خواننده یا تماشاچی- در عین‌حالی که کاملا بر ساختگی بودن و عدم واقعیت آن صحته واقف است- دریابد که با نویسندۀ مطلعی سر و کار دارد. من افسانه‌نویس خیال‌بافی نیستم که در برابر علوم روش منفی در پیش گیرم و علوم را نفی کنم و جزء آن دسته از نویسندگان هم که در هر مطلبی به سائقۀ ذوق فطری وارد می‌شوند و از هر گونه حلیمی را هم می‌زنند، نمی‌باشم.»


 

اصالت در انجام هر کاری به دو چیز است:
1-علم
2-تجربه

 

علم شما را عمیق می‌کند. عمیق شدن به معنای رسیدن به درک والایی از ابعاد مختلف یک موضوع. یعنی به شما این آگاهی را می‌بخشد که بر چگونگی جنبه‌های مختلف یک چیز واقف شوید و نیمۀ تاریک مسئله را برای‌تان روشن‌تر از آنچه که هست می‌کند.

اما علم به تنهایی کافی نیست؛ هیچوقت نبوده.

از قدیم گویند عالم بی‌عمل به چه مانَد؟ زنبور بی‌عسل.

علم تنها زمانی به درد شما می‌خورد که از آن استفاده کنید.

 

منوچهری دامغانی:
ای منوچهری همی ترسم که از بی‌دانشی
خویشتن را هم به دست خویش بردوزی کفن


بحث تجربه اما جدا از مباحث علمی است. تجربه خود علم است. حداقل این را مطمئنم که بهترین مکانیک شهرمان بدون تحصیلات به این حد از مهارت رسیده.

در تجربه شما خود کاشف‌اید و هر چیزی که می‌بینید برای‌تان تازگی دارد و از همین جهت خود به واکاوی چگونگی آن به عمل می‌آیید و این، چنان در ذهن‌تان ثبت می‌شود که بعد از تکرار چندباره‌اش و مداومت عمل به علم تبدیل می‌شود.

در تجربه، مهارت کسب شده با گذر زمان اصیل‌تر می‌شود.

 

اما فراست و والاترین مرحلۀ کاری نه در علم است و نه در تجربه، بلکه نقطۀ تلاقی این دو با هم است.

اگر با علم سراغ تجربه‌اندوزی روید پیش زمینۀ ذهنی‌تان از مبحث و موضوع شما را بی‌واسطه‌تر می‌برد سر اصل مطلب و مهارت زودتر کسب می‌شود و سرعت سِیر در مسیر برای‌تان بیشتر است.

لیک در تجربۀ بدون علم شما با سرعت رشد کمی شروع به کار می‌کنید و نقطۀ شروع‌تان از صفر است اما علیم بودن بر قیود و چگونگی‌های مسئله شما را با پیش‌آگاهی‌ای که ارتقا دهندۀ شما به چند سطح بالاتر است همراه می‌کند.

 

شرط اصالت در کار این است که بر عمدۀ حقایق آن آگاه باشیم.

  • شما نمی‌توانید داستان زندگی یک ورزشکار حرفه‌ای را بنویسید اگر با صدوپنجاه کیلو وزن در خانه افتاده‌اید و سنگین‌ترین ورزش‌تان از این پهلو به آن پهلو شدن بوده است.
  • نمی‌توانید نقش یک شاعر را بازی کنید اگر شعر نخوانده و نگفته باشید.
  • نمی‌توانید رانندگی کنید اگر فرق کلاچ و ترمز را ندانید.

انسان هیچ کاری را بدون آگاهی از چیستی و چگونگی‌اش نمی‌تواند انجام دهد؛ حداقل به شیوۀ درست.
بهترین راه برای رسیدن به اصالتِ عمل و مهارت، کسب علم است؛ پس از آن غافل نشوید.

توماس جفرسون:
شناخت و آگاهی به شرایط، به کردار درست می‌انجامد و کردار درست، بدون داشتن شناخت و دانش، ناممکن است.


چگونگیِ علم‌آموزی

 

برای کسب علم دو راه متفاوت وجود دارد که شباهت‌شان با اصالت در کار، نقطۀ او‌ج‌شان در زمان تلفیق است.
1-آموزش به صورت آکادمیک
2-آموزش به صورت خودآموز

 

در علم‌آموزی در دانشگاه‌ها و آکادمی‌های مختلف شما متمرکزانه عمل می‌کنید و به طریقی می‌توان آن را مسیری دانست تا استادی در زمینه‌ای خاص اما اگر به صورت خودآموز شروع به کار کنید دست‌تان در انتخاب بازتر است.

اما در یادگیری به صورت خودآموز معیار علاقه است، نه تعهد. یعنی برعکس دانشگاه و مکاتب دیگر شما می‌توانید گاهی سبک مطالعاتی خود را تغییر دهید بدون اینکه خطری از قبیل اخراج شدن تهدیدتان کند. اما این هرگز به معنای آسان‌تر بودن کار نیست، اگر تجربۀ یادگیری علم یا مهارتی را به صورت خودآموز داشته باشید به خوبی می‌دانید که قرار است به چه چیزی اشاره کنم.

عمده تفاوتی که گاهاً میان آکادمیک‌ها و خودآموزها وجود دارد مربوط به تنوع در انتخاب نمی‌شود بلکه ریشه در تداوم و استمرار عمل دارد. وقتی کاری را به صورت فردی شروع می‌کنید قرار نیست از جایی اخراج شوید، قرار نیست کسی بهتان سخت بگیرد و کسی جز خودتان یادآوری نمی‌کند پا در چه مسیری گذاشته‌اید و اگر لحظه‌ای غافل شوید درجا می‌زنید.

در مسیر خودآموزی شما باید شاگرد و مدیر خود باشید. شاگردی سخت‌کوش و منظبت برای یک مدیر جدی!

 

اما این یک چیز دیگر است:
اگرچه این دو مسیر هر دو می‌توانند به مقاصدی خوب ختم شوند اما تجربه حداقل به من ثابت کرده که بهتر این است یادگیری را کاملاً متمرکزانه پیش ببریم و اگر جویای این هستیم تا به مرتبۀ بالایی در علم، هنر یا مهارت‌مان برسیم به طور هم‌زمان، هم به صورت آکادمیک برای آن وقت بگذاریم و هم در دیگر اوقات‌مان زمانی را برای آن صرف کنیم.

 

کلید خوب عمل کردن در خوب آموختن است.


نظر شما چیست؟ چطور باید علم آموخت و خوب کار کرد؟


رودکی:
تا جهان بود از سر آدم فراز
کس نبود از راه دانش بی نیاز

مردمان بخرد. اندر هرزمان
راه دانش را به هرگونه زبان

گرد کردند و گرامی داشتند
تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

دانش اندر دل چراغ روشن است
وزهمه بد برتن تو جوشن است

 

2 thoughts on “اصالت در کار | چطور بهتر کار کنیم؟

  1. من خیلی به روانشناسی علاقمندم اما رشته دانشگاهی حالا در هرصورت مدیریت شد اما عاشق روان شناسی وخودشناسی ومعنویت این مباحثم واینکه چطور برم برسم بکی …اکادمی یاتجربی در هر صورت مقاله تون زیبا ودلنشین وتامل برانگیز هست ….پاینده وبرقرار باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *