اهمیت مرگ

اگر مرگ نبود همه آرزویش را می‌کردند.

مرگ / انسان و حیوان / صادق هدایت


در فلسفۀ هستی چیزی هست فراتر از زیستن؛ مردن. مرگ اگر نباشد زندگی هم نیست.

ارزش مرگ در این نیست که می‌میریم، این یک عمل خالی است اما معنایش از آنجا می‌آید که «در آخر می‌میریم، پس الان زنده‌ایم»

ارزش مرگ در این است که معنا می‌بخشد. بی‌مرگ لذت پا به عدم می‌گذارد. هر خوشی‌ای می‌تواند به چرخۀ تکرار بپیوند، هر شگفتی‌ای می‌تواند عادی شود و هر چیزی به سرعت تبدیل به چیزی کم‌ارزش‌تر از آنچه که هست تبدیل می‌شود.

زندگی از آنجا می‌تواند جذاب باشد که به پایان می‌رسد. زمان همه‌چیز را ثابت کرده است. آدم بالاخره می‌میرد و برای همین باید هر چه بهتر زندگی کند. اینکه آدم بداند قرار است بمیرد بد نیست، اینکه فراموش کند قرار است بمیرد بد است.

مرگ همان نقطۀ پایان است، همان جایی که جمله کامل می‌شود، همان‌جا که معنا شکل می‌گیرد، همان‌جا که ارزش خلق می‌شود، جایی که اگر نباشد آدمی رو به سقوط قدم برمی‌دارد.

آدم هر چه که نباشد، دردمند است. یک‌جا به فغان می‌اید و آرزوی مرگ می‌کند. اکنون که مرگ هست آدم آرزوی خوشبختی می‌کند اما اگر مرگ نبود شاید آرزوی همه مردن بود.

مرگ شاید دردناک باشد اما زندگی‌ای بی‌مرگ به‌مراتب دردناک‌تر است، چون به زندگی‌ای بی‌معنا ختم می‌شود.

2 thoughts on “اهمیت مرگ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *