اولین‌ها مهم‌ترین‌ند

کلاس هفتم روز اول مدرسه معلم آمد داخل و با اخمی باز نشدنی گفت من آدم بی‌اعصابی‌ام. در ضمن با هیچکس هم شوخی ندارم، اگه دست از پا خطا کنید طوری کتک‌تون می‌زنم که هیچوقت از یاد نبرید. حرف زد و حرف زد و ما رو حسابی ترسوند، آخر بار با صدای بلند خندید و گفت شوخی کردم اما هیچکس باور نمی‌کرد، هیچکس نمی‌خندید، هیچکس نگفت اره حدس می‌زدم و همه هنوز که هنوز بود ساکت نشسته بودند و نمی‌فهمیدند دقیقا باید چه بگویند.
می‌خواهم بگویم اولین‌ها همیشه پر رنگ‌تر از دومین‌ها و بعدتر از آن هستند، همیشه بیشتر در ذهن نقش می‌بندند و همیشه می‌توانند ما را مورد قضاوت قرار دهند. حواس‌مان باشد اولین سخن، اولین نگاه، اولین رفتار و تمام اولین‌هایمان را به بهترین شیوۀ ممکن پشت سر بگذاریم.
ما هیچوقت نفهمیدیم آن معلم چقدر خوب است تا اینکه به آخر سال رسیدیم، تا اینکه آن معلم یک سال را پشت سر گذاشت و هر بار و هر بار تلاش کرد که بهترین خودش باشد تا ما، آن اولین بدش را از یاد ببریم.
این را به یاد داشته باشید که اگر اولینی را خراب کردید یا همیشه به بدی شناخته می‌شوید یا که باید تا آخرش برای خوب کردنش تلاش کنید.

پی‌نوشت: من از اون معلم هیچ چیز یاد نگرفتم جز اینکه اگر خواستید شاگردان‌تان شما را دوست داشته باشند بهشان اجازه خود بودن، بدهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *