اگر قورباغه باشید، می‌میرید!

آزمایشی وجود دارد  به اسم «قورباغه در آب جوش» که به این صورت است:

اگر یک قورباغه را درون یک دیگ پر از آب بیندازید که دمای مناسبی دارد و به‎تدریج حرارت را زیاد کنید، قورباغه که موجودی خونسرد است، آن‎قدر برای متعادل کردن دمای بدن خود تلاش می‎کند که خسته می‎شود و توانش را از دست می‎دهد، در نتیجه وقتی آب به نقطه جوش می‌رسد دیگر نمی‎تواند از دیگ بیرون بپرد. اما اگر قورباغه را از ابتدا درون آب جوش بگذارید، فورا بیرون خواهد جهید.

این بحث هم وجود دارد که قورباغه اگر تغییر دما را حس کند به سرعت از آب بیرون میپرد، اما اگر این تغییر دما را حس نمی‌کند دلیلش چیست؟

ساختار درونی و فکری قورباغه اینطوری است که نسبت به اتفاقات ناگهانی واکنش نشان می‌دهد و اگر تغییری تدریجی رخ دهد قابل به درک و حس کردنش نیست و برای همین تغییر دما را چیز خطرناکی نمی‌بیند و آنقدر داخل آب می‌ماند تا که کامل سست و پخته شود.

اما این موضوع برای انسان هم صدق می‌کند.

اگر توجه کنید جنگ‌ها بیشتر از انقلاب‌ها کشته داده‌اند! چرا؟

زیرا جنگ سریع‌تر اتفاق می‌افتند و این انسان را به واکنش سریع وادار می‌کند و در واقع اینطور است که انسان به خوبی تغییر را حس می‌کند و برای ثبات و حفظ موقعیت موجود دست به کار می‌شود.
اما در انقلاب‌ها انسان‌ها را مثل قورباغه کم‌کم سست می‌کنند و دما را آنقدر زیاد می‌کنند تا که به عبارتی مرگ رخ دهد. این کار با جا انداختن باورهای مورد قبول خودشان به دیگر افراد رخ می‌دهد و این شبیه به تغییر تدریجی دماست که حس نمی‌شود اما تاثیری عمیق دارد.

یا مثلا شما هر روز غذا می‌خورید اما اگه یکباره تمام دندان‌هاتان بریزد برای مدتی نمی‌توانید به خوبی غذا بخورید یا کلا برای مدتی چیزی نمی‌خورید، اما همین امر وقتی همزمان با پیر شدن رخ می‌دهد آدم کم‌کم به آن عادت می‌کند و به راحتی به غذا خوردن ادامه می‌دهد..

چیزی که من از این آزمایش برداشت کردم این بود که خیلی مهم است برای تبدیل شدن به چیزی که می‌خواهیم به آن تبدیل شویم چه کارهایی انجام می‌دهیم یا اگر دقیق‌تر بگویم این خیلی اهمیت دارد که چه عادت‌هایی در خود ایجاد می‌کنیم.

اما نتیجه گرفتن هرگز با تلاش در یک شب رخ نمی‌دهد و شما نیاز به تداوم و ایجاد عادت‌هایی مثبت در جهت رسیدن به خواسته‌ای که هدف‌تان هست، دارید و اگر متوجه عادات خود نباشید، مثل قورباغه‌هایی می‌شوید که اجازه می‌دهند عادت کردن به بدتر شدن شرایط آنها را به سمت مرگ سوق دهد.

باوری که لحظه به لحظه در ذهنم عمیق‌تر می‌شود این است:

برای موفق شدن باید مثل یک انقلاب برنامه‌ریزی کنید، نه مثل یک جنگ.

یعنی شما باید به خوبی بدانید قرار است چه مسیری را چطور و برای چه طی می‌کنید و بر این آگاه باشید که آخر سر قرار است دقیقاً به چه چیزی دست یابید.

2 thoughts on “اگر قورباغه باشید، می‌میرید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *