اگر پاهای‌تان لرزید دست‌های‌تان را محکم بگیرید!

دیروز با علیرضا و دوتا از بچه‌ها رفته بودیم کوه. شدیدترین ترس در زندگی برای من ترس از ارتفاع است. یعنی تقریبا تمام دیگر ترس‌ها در برابر ارتفاع برایم بی‌معنی می‌شوند و می‌توانم حل‌وفصل‌شان کنم.

سخت‌ترین قسمتش بخش اولش بود که زاویۀ کوه چیزی نزدیک به هفتاد درجه بود و البته از بس کسی از آنجا نرفته بود راهی هم ایجاد نشده بود و جا پای درست‌وحسابی نداشت. ارتفاع آن قسمت شاید چیزی در حدودات بیست متر بود و از این جهت که من به شدت از ارتفاع می‌ترسم علیرضا از پشت سر می‌آمد تا کمکم کند و یک نفر هم از بالا می‌رفت.

قسمتی از کوه آنقدر سنگ‌های نخراشیده‌ای داشت بالا رفتن برایمان چند برابر سخت‌تر از قبل  شد و یک حالتی از ترافیک برای‌مان پیش آمد و همین که برگشتم و پشت سرم را دیدم جفت پایم شروع کرد به لرزیدن، انقدر می‌لرزیدم که علیرضا از پایین ترس من افتاده بود به جانش که نیافتم و دائم می‌گفت مراقب باش.

دو نفری که جلویم بودند رفتند بالا و همین که خواستم من هم بروم پایم را جای اشتباهی گذاشتم و ول شدم اما آنقدر با دست‌هایم خودم را محکم گرفته بودم که در یک حالت معلق خودم را چند ثانیه‌ای بر کوه نگه داشتم تا پایم را به یک سنگ گیر انداختم و با لرزشی که چند برابر شده بود به سرعت خودم را رساندم بالا تا آرام بگیرم.

اضطراب خیلی شدیدی را تحمل کردم و حتی یک بار هم افتادم که هنوز جایش درد می‌کند اما قطعا این تجربه برایم دلپذیر بود.

این را دانستم که وقتی پای آدم می‌لرزد بهترین راه برای مراقبت از خودش این است که دست‌هایش را محکم بگیرد.

نمی‌دانم آن لحظه اگر دست‌هایم را شل گرفته بودم و می‌افتادم الان در بیمارستان بودم یا قبر و البته شاید هم در همین جا. اما خواهی نخواهی ترس همیشه وجود دارد و فکر می‌کنم هیچ راهی برای فرار از آن نیست و هیچ بعید نیست پاهامان در هر لحظه شروع به لرزیدن کنند اما اساسی‌ترین نکته برایم این است که هیچوقت خودم را تماماً رها نکنم. اگر پایم شل شد دست‌هایم را سفت کنم و اگر یک دستم شل شد آن یکی دست را. چیزی که مهم است تلاش تا آخرین حد ممکن است.

2 thoughts on “اگر پاهای‌تان لرزید دست‌های‌تان را محکم بگیرید!

  1. اهم… نباید تسلیم شد. لااقل تموم تلاشمونو کردیم. تو تموم مسیر زندگی باید سفت چسبید تا رها نشد. به امید، به ریسمان الهی، به یه جای دست قوی، گاهی به هر چیزی باید چنگ انداخت تا زنده موند. حتی اگه یه امید مسخره باشه…

پاسخ دادن به اباصالح عسكرپور لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *