اینطوری ناامید می‌شویم!

چرا ناامید می‌شویم؟

خب اینکه معلوم است. چون می‌خواهیم راه صد ساله را یک شبه برویم.
مشکل این است که ما ارتفاع صدمین پلۀ دیگران ر در نظر می‌گیرم و با دهمین پلۀ خود در قیاس می‌گذاریم و از بابت اینکه پایین‌تریم ناراحت می‌شویم.

یادم است اوایل شروع ورزش تمام خواسته‌ام از دنیایش این بود که سیکس‌پک دار بشوم و شش تکۀ بدنم بزند بیرون اما مشکل این بود که من در زمان شروع ورزش چربی خالص بودم و با آن فیزیک بدنی حداقلش یک سال طول می‌کشید تا بکوبم که بعدش از نو بسازم.

آن مدت کارم شده بود اینکه زمانی از باشگاه برمی‌گردم، بروم جلوی آینه و پیراهنم را بالا بزنم تا ببینم کدام تیکه‌اش بیرون زده، و خب تماماً یک تکه بود و زحمت رونمایی از جزئیات را به خود نمی‌داد.

الان سه چهار سال است که دارم ورزش می‌کنم و غیر از یک دورۀ سنگین تمرینی‌ام هیچوقت آن شش قلوی مورد علاقه از شکمم بیرون نزد و همین الان که دارم این را می‌نویسم یک بدن کاملاً معمولی دارم که هیچ جایش شبیه به فانتزی‌هایم نیست.(از بابت کرونا)

داستان خودم را نقل کردم که بگویم راه ندارد.

راه ندارد که یک شبه راه صد ساله بروید. باید جان بکنید، باید تلاش کنید، باید دست‌وپا بزنید و سگ‌دو بزنید تا که شاید و شاید و شاید بشود و اگر نشد آخرش بتوانید بگویید خب حداقل تلاشم را کردم.

ورزش و به خصوص بوکس برای من درس‌های زیادی داشت اما چیزی که باید یادتان بماند این است:
دنیا اصلا مهربان نیست که هر چه خواستید را بدهد سرجهازی‌تان؛ باید تلاش کنید، بسیار باید تلاش کنید.

این هم یک دلیل برای ناامید نشدن(+)

این آقا که می‌بینید همانی است که پله‌هایمان را مقایسه کردیم و من بخاطرش خُرد شدم.

2 thoughts on “اینطوری ناامید می‌شویم!

  1. بله. وقتی ایده آلمون خیلییییی دور باشه از واقعیت و چیزی که می تونیم بهش برسیم، سرخورده میشیم و دچار ناکامی و متعاقبا ناامیدی و افسردگی و بی خیال کار مذکور شدن…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *