تاثیر برنامه‌ریزی با اولویت‌بندی

چیزی که دارم این روزها به خوبی تاثیرش را حس می‌کنم اهمیت دقیق‌تر شدن بر برنامه‌ریزی‌ها و زمان‌بندی‌هایی است که انجام می‌دهم.

برای من هر کاری ساعت خاص خودش را داشته و دارد. ترتیب کارهایم را در قبل و الان برای‌تان می‌نویسم به مقداری که در ادامه بهتر متوجه حرفم شوید.


برنامه قبلا:

1-نوشتن 1000 کلمه(ثابت)

2-نقاشی کشیدن(ثابت)

3-فیلم دیدن(بستکی به شرایط دارد، نیمه ثابت)

4-تمرین(حداقل سه روز در هفته، نیمه ثابت)

5-نوشتن(ثابت)

6-کتاب خواندن(ثابت)

7-پادکست شنیدن(نیمه ثابت)


تمامی این کارها را انجام می‌دادم اما یک عیب اساسی وجود داشت، اینکه کار مهمی مثل کتاب خواندن را آخر برنامه گذاشته بودم و خیلی از شب‌ها از بابت خستگی نمی‌توانستم به اندازۀ کافی کتاب بخوانم. و مشکل دیگر این بود که برنامه‌ام از چیزی حول‌حوش ساعت دو ظهر شروع می‌شد و مقدار زیادی از زمان هم با موبایل و گزینه‌های مشابه هدر می‌رفت و همین خیلی مواقع آزارم می‌داد و اجازه نمی‌داد پتانسیل اصلی‌ام را کشف کنم.

برنامۀ الان هم زیاد متفاوت نیست و تقریبا همین کارها را با ترتیب متفاوتی در زمان زودتری شروع می‌کنم.


برنامه الان:

1-نوشتن 1000 کلمه(ثابت)

2-کتاب خواندن(ثابت)

3-نقاشی کشیدن(ثابت)

4-تمرین(ثابت)

5-نوشتن(ثابت)

6-کتاب خواندن(ثابت)

7-فیلم دیدن(نیمه ثابت)

8-پادکست شنیدن(نیمه ثابت)


در برنامۀ جدید تغییر اصلی اولویت‌بندی کارهاست که در قبل رعایت نمی‌شد و همین گاهاً مانع از رسیدگی به گزینه‌های اصلی می‌شد. به عنوان مثال اصلی‌ترین کار برای من این است که حداقل در روز هزار کلمه بنویسم و این کار را در شروع روز انجام می‌دهم و هم باعث اطمینان‌خاطر می‌شود و هم از انجام دادنش انرژی می‌گیرم.

از وقتی که کتاب خواندن را به جای یک وعدۀ پرفشار تبدیل به دو وعدۀ عادی کردم نتیجه‌اش خیلی بهتر شده و حتی بیشتر کتاب می‌خوانم. البته اینطور نیست که فقط همین دو دفعه در روز کتاب بخوانم اما این دو زمان را به طور قطع باید کتاب بخوانم.

تمرین کردن را هم به کاری هر روزه تبدیل کردم چون به طرز شگفت‌انگیزی باعث آرامش می‌شود و هم‌زمان با یک تیر چند نشان را می‌زنم و در کنار رسیدیگی به علاقه، سلامتی‌ام را هم حفظ می‌کنم.

فیلم دیدن و پادکست شنیدن هم از کارهایی هستند که اگر خسته باشم خودم را به انجام دادن‌شان مجبور نمی‌کنم اما وقتی همه چیز طبق برنامه پیش می‌رود انرژی کافی برای انجام همۀ کارها می‌ماند و معمولا با این شیوه از برنامه‌ریزی این کارها هم انجام می‌شوند. درست مثل تا به اینجای امروز.

شما هم اگر فکر می‌کنید برنامه‌ریزی‌تان به خوبی جوابگو نیست شاید در اولویت‌بندی اشتباه کرده‌اید یا دیر دست به کار می‌شوید. این نکته بسیار حائز اهمیت است که چه زمانی را برای کارهایتان صرف می‌کنید.

من به طور معمول شب‌ها ساعت سه می‌خوابم و قبلا اینطور بود که هر موقع ناهار آماده می‌شد بیدار می‌شدم و الان اینطور است که هر روز گوشی‌ام ساعت ده صبح کوک است و بیدار می‌شوم و اولین کاری که می‌کنم مرتب کردن رخت‌خوابم است و رسیدن به دیگر کارها، و به جای چیزی حدود دوازده ساعت وقت داشتن نزدیک به شونزده ساعت برای انجام کارها وقت دارم. شما هم امتحان کنید، به گمانم برای هر کسی جوابگو باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *