علم یا تجربه؟

تجربه خوب است، مفید است و البته می‌تواند منجر به دستاورد هم شود اما پس از پا به عرصه گذاشتن علم به قطع می‌شود گفت دنیا حول محور آن می‌چرخد.

امشب بحثی میان آمد و یک نفر گفت من سی سال است که فلان کار را انجام می‌دهم و باتجربه و پیراهن‌دریدۀ این راهم. همین آدم باتجربه اما هر چه که هست، که هیچ چیز نیست را بدون علم به اینجا رسانده. مهره‌های کمرش را سر تجربه از دست داده و دیسک کمر و گردنش هم اندوخته‌اش از سی سال تلاش مستمر است و به حساب تجربه‌اندوزی است.

من به این شک ندارم که تجربه باید به کار بسته شود اما بیشتر از آن، در این شک ندارم که تجربه جایی به درد می‌خورد که علمی را به همراه داشته باشد.

تجربه‌ای که خالی از علم باشد مانند پوکۀ فشنگ است، وجود دارد اما خالی از کاربرد است.

وقتی قرار به موفقیت باشد شرط عظیم آن، این است که از علم روز پیروی کنید. تجربۀ سی سال پیش الزاماً برای امروز هم مفید نیست.

یک معلم داشتیم که می‌گفت اگر اکنون یک کارخانۀ کبریت بزنید موفقیت بزرگی است اما برای خودتان، و اگر در نسبت با دیگران قرارش دهید قطعا فندک کاربردی‌تر و بهتر است پس شکست خورده‌اید. استفاده از تجربه‌های کهنه مانده و پوسیده شاید جذاب به نظر برسد اما می‌تواند نتایجی افتضاح را به همراه داشته باشد، مثل یک کارخانۀ کبریت در عصر فندک‌ها.


اینجا بیشتر از علم و تجربه گفته‌ام: اصالت در کار | چطور بهتر کار کنیم؟

2 thoughts on “علم یا تجربه؟

  1. درسته. تجربه ای به درد می خوره که پشتش علم باشه. از اون ور هم علم خالی چندان به درد نمی خوره. مکمل همدیگه هستن. مثل همون قضیه علم یا ثروت. ارتباط دوسویه دارن. مثل واکنش های تعادلی تو شیمی. آخرین باری که قبل کرونا دانشگاه رفتم یه همایش کارآفرینی شرکت کردم. یکی از اساتید می گفت علمی خوبه که بتونی باهاش به ثروت برسی. بتونی باهاش یه کاری انجام بدی. و بله اگر هم علمی می اندوزیم یا حتی تجربه ای ببینیم توی دنیای امروز اصلا جایی داره؟

    خوب بود:)

    1. دقیقا. خیلی حرف به جایی بود. من فکر میکنم علم هم حاصل تجربه است و شاید پس از طی کردن یک سری سلسله مراتب با جایگاهی بالاتر رسیده و در اولش تجربه بوده و باز به حرف شما برمی‌گرده که ارتباط دوسویه دارند.
      ممنونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *