تعصب = رشد نکردن

تصور می‌کنم دوزخ از اختراعاتِ مردمانِ بیدادگر باشد. اگر کسی دارای احساساتِ بشری باشد، هیچوقت تصور این موضوع را هم نمی‌کند که انسان، به جرم اینکه در زمان حیات خود بر روی کره‌ی زمین برخلافِ مذهبِ عشیره‌ی خود رفتار کرده است، باید تا ابدالدهر در آتشِ جهنم بسوزد و هیچگونه امیدی هم برای استخلاص و عفوِ وی وجود نداشته باشد. چنین طرزِ تفکری شایسته‌ی انسان‌های شرافتمند نیست.

جهانی که من میشناسم | برتراند راسل


بحث تنها بر سر این حرف از راسل نیست بلکه همیشه عقایدی وجود دارند که در ضدیت با دیگر عقاید هستند.

در برنامۀ کتاب‌باز از مجتبی شکوری شنیدم که از کسی دیگر نقل می‌کرد که:

ما باید به طرز باتعصبی، بی‌تعصب باشیم.


تعصب بر یک باور، شروعی برای مانع کردن آن برای دیدن دیگر چیزهاست.

اوایل که شروع به نوشتن کرده بودم یک کتاب بود که مقدس می‌پنداشتمش و تا همین چند ماه پیش هم همینطور بود. فکر می‌کردم آن کتاب را باید همانطور که بندۀ خوب خدا کتاب مذهبش را مقدس می‌پندارد مقدس بدارم و همین چشمم را بسته بود.

همین کتاب را که می‌گویم سه بار خواندم و از آنجا که عادت دارم به کتاب‌های خوانده شده‌ام امتیاز دهم دو دفعۀ اول نمرۀ کامل را گرفت و برای بار سوم که با فاصله‌ای طولانی و تجربه‌ای بیشتر سراغش رفتم تا میانۀ کتاب که پیش رفتم، فهمیدم تا همان‌جا هم که وقت گذاشته‌ام ضرر کرده‌ام و با دادن امتیازی خیلی پایین رفتم سراغ کتاب بعد.

زمانی که می‌خواستم اولین رمانم را بنویسم تمام مشخصه‌های تعیین شده برای خودم ریشه در همان کتاب داشت. نه به معنای الگوبرداری از آن، بلکه پنج فاکتور اصلی برای داستان تعیین کردم که تمام‌شان بر ضد مشخصات آن داستان بود و به اعتقادم کمک‌های زیادی هم در نوشتنش بهم کردند.


اگر می‌خواهید رشد کنید و بیشتر یاد بگیرید تعصب را کنار بگذارید، چنین طرزِ تفکری شایسته‌ی انسان‌های شرافتمند نیست. تعصب عینکی است که بعد از به چشم زدنش هیچ چیز را طور خاصی نمی‌بینید بلکه کاملاً کور می‌شوید.

قالوا: برتراند و اباصالح

 

2 thoughts on “تعصب = رشد نکردن

  1. چه ترکیب جالب: برتراند و اباصالح:)
    نکته ای گفته خیلی مهمه.
    اصلاً بیایم راجع بهش فکر کنیم قبل از اینکه داد و هوار راه بندازیم که داری اشتباه می کنی. وقتی یه نظر مخالف می شنویم اجازه بدیم که زره تعصب رو دربیاریم. اصلاً گاهی یه گردگیری لازمه. اصلا به خومون اجازه بدیم که شک کنیم. فکر کنیم و از نو بهش برسیم. اینکه اجازه بدیم اون دیوار تعصباتمون ترک برداره.
    حتی توی اعتقادت مذهبی یا هرچی. بی دلیل و صرفاً از روی تقلید کار عاقلانه ای نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *