تمام‌تان را بگذارید

من به خودم گفته بودم شش ماه هر روز توی سایت پست بگذارم، دقیقا گفته بودم شش ماه و حتی برای شش ماه شدنش روزها را یکی‌یکی می‌شماردم. حالا اما از شش ماه گذشته است، انگار که دستم به پست گذاشتن نمی‌رود، انگار می‌گویم نه این اضافه‌کاری است و باید در قبالش چیزی بگیرم و از اینطور حرف‌ها.

خیلی پیش خودم فکر کردم که بیایم این قرارداد را تمدید کنم، بیایم بگویم شش ماه دیگر، اصلا ماه یا یک ماه. دلم می‌خواست بیایم یک‌طوری خودم را مجاب کنم به ادامه دادن، حالا با عدد نیامده‌ام اما آمده‌ام. سایتی که به روز نشود به درد نمی‌خورد، می‌خواهم تا هر کجا که شد پیش روم، چه تا صبح و چه تا پیش از مرگ. اصلش در ذهن من همیشه همین بوده، ادامه دادن. حتی ترجمه زندگی هم برای من در حرکت بودن است، زندگی زمان است و زمان یعنی حرکت، مثل عقربه‌ها. ایستادن کار مردگان است.

عدد گذاشتن، تاریخ گذاشتن، بسته‌بندی‌هایی شبیه به کالا داشتن برای کارهامان بد که نیست هیچ، گاها خیلی هم خوب است اما فکر می‌کنم از یک‌جا به بعد بهتر این است که تا نهایت مقدارمان را مصرف کنیم، نه به اندازۀ مقادیری که تعیین کرده‌ایم.

همین دیگر.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *