حسن یزدانی

قبلا هم گفته‌ام، من یک دیوانۀ کشتی‌ام. امروز هم وقتی حسن یزدانی برد آنقدر ذوق داشتم که دست از پیش لِه شده‌ام را طوری زدم روی زمین که لِه‌تر شد.

این فقط شوق و هیجان من نبود، شوق و هیجان تک‌به‌تک علاقه‌مندان ورزش بود و خب اصل ماجرا از آنجا ریشه می‌گرفت که حسن یزدانی سه بار دیگر هم با تیلور کشتی گرفته بود و باخته بود. بار آخر را هم که توی ثانیه‌های آخر باخته بود و از تلخ‌ترین باخت‌هایش بود، ان هم در فینال المپیک. اما در چهارمین جدال یزدانی پیروز شد.

قطعا تنها کسی مستحق پیروزی‌ست که به اندازۀ کافی تلاش کرده است. همین امشب جایی خواندم پیروزی لیاقت کسانی‌ست که شوق پیروزی‌شان بیش از شکست‌شان از ترس است. و من آنقدر شکست خورده‌ام که خوب می‌دانم چطور ترس از شکستی دوباره می‌تواند ریشه در وجود آدم بدواند، آن هم ترس از کسی که تنها کسی‌ست که شکست را تحمیل کرده بر سابقۀ ورزشی‌ات.

اما هر چه که بود یزدانی برد. بعد از چهار سال. بعد از سه باخت. بعد از تمرین و تمرین و تمرین و تلاش و تلاش و تلاش. و قطعا برای این بود که باندازۀ کافی یا حتی بیش از اندازه تمرین کرده بود. برای موفقت هم باید همین‌کار کرد، باید تا آخرین لحظه و به بیشترین مقدار تلاش کرد. جوری که یزدانی تلاش کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *