خواستن و نتوانستن

«خواستن و نتوانستن» یک حس حقیقی اما مسخره است. من چیزهای زیادی را خواسته‌ام که بهشان نرسیدم، تلاش‌های زیادی کرده‌ام که بی‌ثمر بوده‌اند و در بسیاری از مواقع اوج امیدواری‌ام به سادگی هرچه تمام‌تر به ناامیدی و شکست تغییر یافته است.

اما «خواستن و نتوانستن» هم بخشی از انسان است، بخشی شبیه به همان «خواستن توانستن است». پذیرش اینکه در بسیاری از مواقع قرار نیست موفق شویم و به نتیجه‌ای مطلوب دست یابیم خودش به نوبۀ خود موفقیت محسوب می‌شود و حداقلش این است که در ادامه کمتر ناراحت و مهم‌تر از آن ناامید می‌شویم.

4 thoughts on “خواستن و نتوانستن

  1. امروز تو یه کتاب خوندم که آگاهی با اون چیزی که خواسته ماست ممکنه فرق بکنه. و ما خیلی وقت‌ها مقاومت می‌کنیم. مسیر آکاهی رو مسدود می‌کنیم تا فضای ذهنمون تاریک بشه، اون وقت راحت سر خودمون رو شیره می‌مالیم و خواسته یا علاقه‌مون به جای واقعیت به خودمون غالب می‌کنیم.
    اینکه ببینیم رو چی تسلط داریم و رو چی نه، اینکه ببینیم چقدر می‌تونیم تاثیر داشته باشیم و در همون راستا تلاش کنیم، این یعنی آگاهی:)
    آگاهی بعضی وقتا می‌گه خواستن توانستن نیست…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *