خودفریبی آگاهانه

شاید این تفکر طرفدار نداشته باشد اما من دوستش دارم. گاهی لازم است آدم سر خودش را شیره بمالد. باید به خودش یک چیزهایی را به زبانی دیگر بگوید، به زبان فریب، نه اینکه خودش را به فنا دهد اما برای گاهی اوقات مناسب است.

خب برای من اینطور است که فیلم دیدن و خیلی از کارهای دیگر به‌قطع در درجه‌ای کمتر از خواندن و نوشتن و ورزش کردن اهمیت دارند. اما درست لحظه‌ای که مغزم به ادامۀ خواندن و نوشتن و بدنم به ادامۀ ورزش قد نمی‌دهد به خودم می‌گویم خب به جایش فیلم ببین، پادکست گوش کن، نقاشی بکش، زنگ بزن با فلانی حرف بزن یا هر چیز دیگری.

من این را یک فریب مفید می‌دانم. یک خودفریبی آگاهانه. قرار نیست خود را به انجام کاری که هیچ فایده‌ای ندارد مجاب کنم، اما دست به عملی آسان‌تر می‌زنم که همواره فایده خودش را حفظ می‌کند.

گاهی این کار فواید شگفت‌آوری دارد. مثلا وقت‌هایی که به شدت بی‌حوصله‌ام به سختی می‌توانم بیش از 500 کلمه بنویسم و برای همین در چنین مواقعی دست به چنین کاری می‌زنم و در نود درصد مواقع هم جواب مثبت می‌گیرم.

بحث اصلی بر سر این نیست که سر خود را با هیچ شیر بمالیم، باید در لحظه‌ای خاص به چیزی کمتر قانع شویم تا از نو بتوانیم به حالتی بهتر برگردیم. مثل یک استراحت فعال است.

2 thoughts on “خودفریبی آگاهانه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *