درباره من

سلام. من اباصالح‌ام. موهایم فرفری است و زندگی‌ام هم همانقدر پیچ در پیچ. از سال 98 خواندن را به طور جدی شروع کردم و از 99 نوشتن را و پیشاپیش هم بوکسوری بودم که توی رینگ خانه کرده بود.

حالا زندگی‌ام چند بخش شده است، بخشی از آن خواندن و نوشتن است و کارهای مربوط به آن که بخشی از نتیجه‌اش همین سایت است و بخش دیگرش برمی‌گردد به ورزش که چهار سال است شده بخش جدایی‌ناپذیر زندگی‌ام.

همه چیز برای من در هم تنیده است، در هم تنیده از این باور که باید توی هر کاری که علاقه‌اش را دارم و فکر می‌کنم قادر به رشد در آن هستم نهایت تلاشم را انجام دهم و در آخر با رشد در هر زمینه بر دیگر عرصه‌ها هم تاثیر بگذارم.

اولش که نوشتن را شروع کردم خودم هم نمی‌دانستم قرار است چه بنویسم، بعضی مواقع داستان‌های حال‌بهم‌زن می‌نوشتم و برخی مواقع شعرهایی که شعر نبودند. از یک جایی به بعد هم آنقدر احساس سردرگمی را در خود پررنگ می‌دیدم که فقط روزانه‌نویسی می‌کردم تا شاید بدانم قرار است چکار کنم و آخرش به این نتیجه رسیدم که باید هر کاری را که دوست دارم انجام دهم، پس در هر قالب و شکلی که توانستم نوشتم و اول در اینستاگرام و بعد در اینجا انتشار دادم.

این سایت هم شده جایی برای گفتن از چیزهایی که فکر می‌کنم گفتنی‌اند و شاید آموخته‌هایی باشند از من که دوست دارم با دیگران به اشتراک بگذارم. گاهی از روزهایم می‌گویم، گاهی از خوانده‌هایم و گاهی از ادراکم از آنچه که می‌بینم اما تماما سعیم بر این است که چیزی برای آموختن وجود داشته باشد.

حالا اگر بار اولت است آمدی اینجا امیدوارم که بار آخرت هم نباشد و باز هم بیایی و اگر هم بار اولت نیست امیدوارم از نو به تکرار بنشینی و سر بزنی. اینجا با حضور دیگران زنده است. اگر هم نقد و نظری داشتی برایم بنویس، با نهایت دوستی و سادگی.


پی‌نوشت: من هنوز که هنوز است خودم را نشناخته‌ام پس توقع نداشته باشید شما بشناسیدم. شاید همین مقدار برای آشنا شدن کافی باشد اما قطعا نه برای شناخت.