در باب نامه‌نگاری

مدت زیادی است که نامه‌نگاری را شروع کرده‌ام، هم به آدمیزاد، هم به غیرآدمیزاد و هم اسم‌هایی که هیچ موجودیتی خارج از ذهن من ندارند.

این روزها هم مشغول اینم که هر هفته حداقل یک نامه در صفحۀ اینستاگرامم قرار دهم و طبق آمار و ارقامی که تحویل می‌گیرم دوست‌داران نسبتاً خوبی هم دارد. اما نامه نوشتن برای من فراتر از پستی در اینستاگرام است. در واقع بخش عدیده‌ای از مفهوم زندگی برای من در نامه‌ها قابل درک شده است.

کافکا در یکی از نامه‌هایش به معشوقه‌اش نوشته بود: نامه چیزی است شبیه به یک دیدار.

نامه نوشتن شاید برای من دقیقا همین گفته باشد از کافکا، یک ملاقات؛ ملاقاتی با خود یا هر کسی که برایش می‌نویسم.

حتی بخشی از یادداشت‌هایم را هم به این صورت نوشته‌ام که انگار دارم به خود یا یک نفر دیگر می‌نویسم. قرار دادن یک مخاطب در روبه‌روتان همه چیز را روشن‌تر می‌کند، چه در نوشتن و چه در زندگی.

آدم با خودش بدون کلمات هم می‌تواند حرف بزند اما اگر قرار باشد حرف‌هامان را به بیرون از خودمان انتقال دهیم عینیت پیدا می‌کنند و قابل‌درک‌تر می‌شوند برای‌مان. برای من خیلی از حرف‌ها بوده‌اند که در ذهن کلمه نشدند و تنها بر کاغذ رنگ حقیقت گرفتند، خیلی از حرف‌هایی که فقط حس شدنی‌اند، جایی در قلب، روح یا که فکرمان اما هرگز درک‌شدنی نیستند تا قبل از گفته شدن.

مسئلۀ دیگری که باعث می‌شود همچنان شوقم را نسبت به نامه‌نویسی از دست ندهم نزدیک‌تر شدن ارتباطات است، چه با خود چه با دیگری. ارتباطات آدم مثل طناب‌هایی هستند که در هنگام پرت شدن از صخره خود را به آنها گره می‌دهد، طناب‌هایی نجات‌بخش. و فکر می‌کنم در وهلۀ اول اهمیت این کار در این است که برای خود بنویسم تا به شناخت خوبی از خودم برسم و به نزدیکی‌ای بیش از پیش دست یابم و بعد برای دیگران، که آدم تا با خودش دوست نباشد نمی‌تواند با دیگران دوست شود.


امشب قرار بر این شد که از نو نامه بنویسم، اگه دوست دارید برای شما هم بنویسم می‌تونید داخل استوری اینستاگرامم اسمتون رو بذارید. اینستاگرام من

اگر هم اینستاگرام ندارید از همین‌جا یک درگاه برای ارتباطات بگید.

2 thoughts on “در باب نامه‌نگاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *