در ستایش پیاده‌روی

امروز در کشاکش انجام کارها به این نتیجه رسیدم که دیگران هم در انجام کارها به اندازۀ خودمان متاثرند.

وقتی در گیرودار روزمرگی‌هایتان درگیر تنش‌هایی با دیگران شوید عصبی شدن منجر به این می‌شود که بازدهی کمتری داشته باشید زیرا قدرت فعالیت متمرکزانه از شما گرفته می‌شود و همین نتایج ضعیف‌تری را برای‌تان به ارمغان می‌آورد. یعنی تاثیر مستقیم دیگران بر کردارمان.

دراین شرایط بهترین راهی که برای بازیافتن قدرت فکری خود داریم دور شدن از محیط موجود است که برای کارسازتر بودنش می‌توانید این کار را با پیاده‌روی صورت بدهید.

پیاده روی می‌تواند آرامش ذهنی شما را بازیابد و منجر به خلاقیت شود و از این طریق می‌توانید هم‌زمان هم تخلیه عصبی انجام دهید و هم سرشار شوید از انرژی.

امروز زیاد روز جالبی نبود. نه آنقدری که باید فعال بودم و نه زیادی سرحال. دیدم هوا خوب است و خودم نه، پس رفتم قدم زدم.

 

ترکیب پیاده‌روی و دوری از دیگران، یعنی مجال دادن به خود برای برای تنهایی و تنهایی یعنی فرصت تفکر به زیستن و چگونه زیستن و من با قاطعیت تمام می‌توانم بگویم عمیق‌ترین غم‌هایم را تنها به دو روش حل کرده‌ام، قدم زدن و قلم زدن.


در یکی دیگر از نوشته‌هایم اینگونه از قدم زدن گفته بودم:
باید قدم بزنم، اگر قدم نزنم این غصه هضم نمی‌شود. این غصه اگر بنشینی و بخواهی کاری به کارش ندشاته باشی حل می‌شود در رگ‌هایت و می‌کشدت؛ و من زنده می‌مانم به تعداد قدم‌هایی که برمی‌دارم.


 

پی‌نوشت: بعداً از قلم زدن هم برای‌تان می‌گویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *