رفتن تنها راه رسیدن است

تشبیهاتی مربوط به اینکه زندگی شاید شبیه به یک جاده باشد را اولین بار به طور کامل کتاب قله‌ها و دره‌ها در ذهنم جا انداخت.

برای خودم بسیار نوشته‌ام که از کدام راه و مسیر بروم تا به فلان نقطه و مقصد برسم و بعد از بارها و بارها نوشتن از این موضوع به این نتیجه رسیده‌ام که رسیدن قوانین پیچیده‌ای ندارد، قوانین ساده‌ای هستند که فقط باید به خوبی اجرا شوند.

 

1-راه‌های مختلف را بسنجیم و بهترین مسیر را انتخاب کنیم

2-حرکت کنیم(با تمام سختی‌ها)

3-به حرکت ادامه دهیم(با تمام سختی‌ها)

4-باز هم به حرکت ادامه دهیم(با تمام سختی‌ها)

5-اگر نرسیده‌ایم باز هم به حرکت ادامه دهیم(با تمام سختی‌ها)

6-به مقصد رسیده‌ایم و اگر هم نرسیده‌ایم تمام تلاش‌مان را کرده‌ایم پس حسرتی در کار نیست(با تمام سختی‌ها)

 

پی‌نوشت: هر جا احساس کردید واقعا نیازمند استراحت هستید استراحت کنید و بعد با تمام سختی‌ها از نو شروع به حرکت کنید.

پی‌نوشتِ پی‌نوشت قبل: قبلا دربارۀ هنر استراحت به موقع نوشته‌ام. اینجا بخوانید(+)

2 thoughts on “رفتن تنها راه رسیدن است

  1. وقتی که توی مسیر می مونی حتی سینه خیز رفتن هم لذت بخشه. البته که تو حالت سینه خیز چیزی لذت بخش نیست ولی وقتی که دوباره سرپا میشی پر از حس غرور میشی که کم نیاوردی.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *