سراپا برای تو


من فردا خواهم مرد و استخوان هایم از شادی در گور می رقصند و دندان هایم خود را برای خنده ای از تهِ دل تزئین میکنند.
اما چشمانم گوشه ای دور از مور و ملخ نشسته اند و به چشم های تو که به سنگ قبر زُل زده ای نگاه میکنند.
آنگاه است که تو شعر میشوی و من شاعر, سپس استخوان هایم دست به قلم میشوند تا چشمانت را بنویسم.
چشمانِ تو را باید نوشت.
چشمانِ تو را باید ثبت کرد.
چشمانِ تو را باید دید.
چشمانِ تو را باید زیست.
اصلا تو سراپا چشمی و من سراپا در اختیارِ چشمانِ تو…

اباصالح عسکرپور

2 thoughts on “سراپا برای تو

  1. چشمان کیو میخوای بنویسی؟ 😂 راستشو بگو 😂😂

    ولی حالا دور از شوخی خوب بود 🌈

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *