سه نکته از اقتصاد برای نتیجه گرفتن در کارها

در اقتصاد سه سوال اصلی وجود دارد:

چه چیزی، چگونه و برای چه کسی تولید می‌شود؟

رشد اقتصادی از این طریق حاصل می‌شود که در پاسخ به «چه چیزی» یک پاسخ کامل داشته باشیم و «چگونگی» آن را به خوبی شرح دهیم و از این آگاه باشیم که خدمات را برای «چه کسی» ارائه می‌کنیم و شیوه کارکرد بر مبنای نیاز و رفع نیاز باشد یا به روایتی دیگر محتوا و نیاز یکدیگر را پوشش دهند.

قوانین اقتصادی را می‌توان به رشد و توسعه فردی یا کسب‌وکارها هم تعمیم داد و می‌توان در دیگر صحنه‌های زندگی هم از آن استفاده کرد.

اما یک سوال که پیش می‌آید این است چرا باید از قوانین اقتصاد کمک بگیریم؟

این بحث به قوانین اقتصاد منتهی نمی‌شود و می‌توان از ریاضی، هندسه یا دیگر تخصص‌ها هم کمک گرفت. چیزی که مرا ترغیب به استفاده از قوانین می‌کند نشان دادن نتیجۀ کار در وضعیتی روشن است.

اگر دو عدد را در یکدیگر ضرب کنید به یک جواب خاص می‌رسید. شما می‌توانید تعداد روزهایی که در ماه کار کرده‌اید را در درآمد روزانه‌تان ضرب کنید و درآمد ماهیانه‌تان را به دست آورید. شما هر دو عددی را که در یکدیگر ضرب کنید به یک جواب معلوم می‌رسید و خب تمام محاسبات برای رسیدن به جواب انجام می‌شوند.

استفاده از قوانینی خاص در آخر مقدار دستاوردمان را معلوم می‌کند و حتی به ما می‌فهماند که برای رسیدن به یک نتیجۀ مطلوب چه مقدار باید تلاش کنیم.
پیروی از الگوهای خاص به شما این ضمانت را نمی‌دهد که موفق شوید اما این قطعی است که نسبت دستاوردتان با فرایندی که طی کرده‌اید را نمایان کند و روشن شدن این مسئله می‌تواند تکلیف هر کسی را با خودش روشن کند.

 

پرسش‌های اساسی اقتصاد که در عرصۀ تولید به شما کمک می‌کنند:

1-چه چیزی تولید کنم؟

2- چگونه تولید کنم؟

3- برای چه کسی تولید کنم؟

 

 

اول باید مهارت‌شناسی کنید. پیشینۀ خود را مورد بررسی قرار دهید و نتایج را در قیاس بگذارید. در چه کاری بهتر بوده‌اید یا اگر چیز خاصی مد نظرتان نیست از میان علاقه‌هایتان دست به انتخاب بزنید.

اگر میل یا مهارتی دیرینه را در خود حس نمی‌کنید عیب ندارد، دیکتۀ نوشته نشده غلط ندارد اما از همین الان شروع به نوشتن کنید که اگر چیزی ننویسید این خود اشتباه بزرگی است.

سعی کنید به تمام امیال‌تان از ریز تا درشت توجه کنید. شاید یک میل خفته در شما بیدار شده باشد که سال‌ها توسط خودتان، خانواده یا اجتماع سرکوب شده باشد.

بعد از اینکه انتخاب کردید چه چیزی تولید کنید باید چگونگی آن را بیابید.

در ضمن شما اگر تولیدکننده باشید یک فرد در حال رشد هم هستید. تولید تمرینی برای بهتر زندگی کردن است.

یکی از تصمیم‌های سختی که برای شروع تولید محتوا داشتم این بود که سایت شخصی‌ام را راه‌اندازی کنم یا نه؟ سایت خودش بخش زیادی از مسیر را برای من طی کرد و چگونگی تولید محتوا را به من آموخت.

شیوه‌ای که من در اول راه برای تولید محتوا در پیش گرفتم نوشتن یادداشت‌های روزانه بود تا هم بر زندگی‌ام دقیق‌تر شوم و هم دستم خالی نباشد و خزانه‌ام روزانه شارژ شود. اما بعد از مدتی نوشتن یادداشت‌های روزانه و بی در و پیکری که هر نویسندۀ تازه کاری باید بنویسد به این نتیجه رسیدم که بهتر این است سایت را جهت دهم به مسیری خاص و از چیزی سخن بگویم که علم یا تجربه‌اش را دارم.

توصیه:
برای جهت دادن به افکار و فعالیت‌هایتان یک کار مفید این است که برای خود کلیدواژه تعیین کنید و آنها را جلوی چشم قرار دهید تا دائماً برای‌تان تکرار شود قرار است چه کاری انجام دهید و سلسله مراتبی را تعیین کنید که بر اساس آن کار کنید.(خودم بعد از انجام این کار نتایج بسیار خوبی گرفته‌ام.)

این را به یاد داشته باشید که برای تولید در هر عرصه‌ای بهتر این است که یک پیش‌زمینۀ ذهنی داشته باشید تا راحت‌تر با آن مواجه شوید، درست مثل یک ورزشکار که به خوبی تمرین کرده و فقط منتظر مواجهه با حریف است.

 

اما برای چه کسی تولید می‌کنیم؟

با قاطعیت هر چه تمام می‌توانم بگویم اگر تنها و تنها برای خودم می‌نوشتم و خواننده‌ای جز خودم را متصور نمی‌شدم، هنوز به آزادنویسی مشغول بودم. آدمی شهوت دیده شدن دارد و دوست دارد ستایش شود و از همین بابت شروع به تولید می‌کند. یحتمل بخشی از شاهکارهای جهان هم در هنگام خلق شدن همراه با این تفکر بوده‌اند که کاش این اثر منجر به دیده شدنم شود.

داستایفسکی بعد از باخت‌های پیاپی‌ای که در قمار داشت تقریبا همه چیزش را از دست داده بود و بعد از آن تصمیم به نوشتن قمارباز کرد و چهار هفتۀ بعد آن را روانۀ بازار کرد. بعید می‌دانم این شاهکار حسی توأمان با میل دیده شدن را در خود نداشته باشد.

اما از الان اگر بخواهم مثال بزنم باید خیلی سطح مقایسه را پایین بیاورم و کوچک اشاره‌ای به اینستاگرام کنم. روزانه هزاران نفر دست به تولید ویدیوهایی می‌زنند که جز برای دیده شدن از بهر هیچ چیز ساخته نشدند و حتی نکته‌ای مفید هم به مخاطب منتقل نمی‌کنند.

پس اگر دست به تولید می‌زنیم خواسته یا ناخواسته در حداقل حالت ممکن به دیده شدن هم فکر می‌کنیم. حالا مسئله را دقیق‌تر بررسی می‌کنیم. شما می‌خواهید برای چه کسی تولید کنید و مورد پسند چه عده‌ای باشید؟

برای منی که دستی در نوشتن دارم مخاطبان دلخواهم افرادی نظیر استادهایی هستند که ازشان آموخته و می‌آموزم و دیگر کسانی که مسیرشان با من یکی است.
قبل‌تر از این هم که صفحات مجازی‌ام پر بود از مبارزات بوکسم، افتخارم این بود رئیس فدراسیون لایکم کرده است، مربی تیم ملی دنبال‌کننده‌ام است و فلان بوکسور برایم کامنت گذاشته و همین ترغیبم می‌کرد که بیشتر تمرین کنم، بیشتر فیلم بگذارم تا که بیشتر دیده شوم.

اگر تولیدکننده هستید پس قطعا مخاطبی هم دارید. اما اگر می‌خواهید مخاطب خاص خود را داشته باشید، باید به اول بازگردیم.


کالای خاص + تولید خاص = مخاطب خاص

کالای خاص شما می‌تواند حرفی باشد که می‌زنید و تولید خاص آن شاید در دنیای امروز چیزی شبیه به پادکست باشد که مخاطب خاص خودش را کسب کرده است. بارزترین نمونه‌ای که می‌توانم برای مثال بیاورم مجتبی شکوری است که با حرف‌هایی نو به روانشناسی پرداخته است و پادکستی که تولید می‌کند از پرطرفدارترین پادکست‌های فارسی است.

نکته:
مخاطب شما را با تخصص‌تان می‌شناسد و اگر دنبال‌کننده شما است برای پوشش نیازی خاص است. هر چه بیشتر به دنبال مخاطب تخصصی می‌گردید، باید تخصصی‌تر کار کنید.


 

براش شنیدن پادکست‌های مجتبی شکوری اینجا کلیک کنید: (+)

2 thoughts on “سه نکته از اقتصاد برای نتیجه گرفتن در کارها

پاسخ دادن به اباصالح عسكرپور لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *