شاید وقت تلفی می‌کنیم

امروز دیرتر از هر روز دیگری از خواب بیدار شدم و دائم به این فکر می‌کردم که امروز وقت ندارم و سریع و پیوسته به انجام کارها کمر بستم.

اولش که آمدم شروع کنم به نوشتن، نفهمیدم چه بنویسم و شروع کردم به نوشتن در مورد دلایل دیر بیدار شدنم و اینکه چرا حتی با زنگ خوردن موبایل هم از خواب بیدار نشده‌ام.

هدف اولم را که نوشتن بود به سرعت انجام دادم و بعد گفتم چون وقت کم است مثل همیشه بین خواندن و نوشتنم فاصله نمی‌اندازم و بلافاصله شروع کردم به کتاب خواندن. سرم را که از کتاب برداشتم دیدم یک ساعت گذشته است و بیشتر از همیشه در وعدۀ اولم کتاب خوانده‌ام.

جالب این بود که وقتی ساعت را نگاه کردم دیدم از دیگر روزهایم اصلا عقب نیستم و رفتم یک دست شطرنج بازی کردم.

بعد یک پست گذاشتم داخل سایت و چون چند وقتی میشد نرفته بودم پیاده‌روی با مامان رفتم برای قدم زدن. چهل دقیقه قدم زدیم و زمانی که برگشتیم کمی استراحت کردم و مشغول شدم به تمرین کردن.

پس از اینکه تمرین تمام شد درست اندازه همۀ روزهای قبل برایم وقت مانده بود و به راحتی از دوباره به نوشتن و انجام دیگر کارها مشغول شدم.

امروز با اینکه وقتم از همیشه کمتر بود اما درست به اندازۀ دیگر روزها فعال بودم و شاید در زمان باقی مانده بیشتر هم شود.

شاید یکی از رازهای بهره‌وری بیشتر از زندگی‌مان همین باشد که مراقب باشیم مبادا وقت‌مان بیهوده هدر رود و با حواسی جمع و برنامه‌ای دقیق به انجام کارها بپردازیم. و شاید هیچ نیازی به استراحت کردن در بین نوشتن و کتاب خواندن نباشد و این فقط یک وقت تلفی ساده باشد تا به خودمان تلقین کنیم که داریم کار بزرگی می‌کنیم و برای انجام دادنش نیاز به استراحت داریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *