عمل‌گرایی | چگونه عمل‌گرا باشیم؟

چهار سال پیش تنها به یک دلیل مدیر مدرسه‌مان را عوض کردند، آن هم وسط سال تحصیلی. اولش کسی نفهمید چرا، اما زمانی که مدیر جدید آمد همه فهمیدند. مدرسه از این رو به آن رو شد.

مدیر جدید مدرسه‌مان می‌آمد؛ حرف می‌زد، و عملی‌اش می‌کرد و همین مدرسه را تبدیل کرد به بهترین مدرسه شهر.

شاید عمل‌گرایی در تعریف غیرفلسفی‌اش چیزی باشد شبیه به گفتۀ چرچیل:

1-بگو چه می‌خواهی انجام دهی
2-انجام ده
3-بگو چه انجام داده‌ای

 

و مدیر مدرسه ما همین کار کرد.

 

در حقیقت هم اینگونه است که هر انتخاب ما در راستای یک هدف تعیین می‌شود. پس برای قدم برداشتن صحیح در مسیر پیش رو اولین و مهم‌ترین امر تعیین هدفی است که قصد رسیدن به آن را داریم. یعنی تعیین اینکه دقیقاً می‌خواهیم چه کاری را انجام دهیم.

 


ناپلئون هیل:

تنها با داشتن یک ویژگی پیروز می‌شوید و آن مشخص بودن هدف است.
علم به اینکه چه می‌خواهید و شدیداً خواستار دستیابی به آن هستید.


 

در مرحله دوم  باید برای رسیدن به هدف‌مان دست به انتخاب بزنیم. انتخاب اینکه از چه شیوه‌ای برای رسیدن به مقصد گام برداریم همیشه حائز اهمیت است.
این را به یاد داشته باشید که داشتن انتخابی صحیح به شدت موثر است زیرا یک «انتخاب صحیح» به «عادت صحیح» منجر می‌شود و این کار می‌تواند به مقدار زیادی از ناهمواری مسیرمان بکاهد.

 

اگر نتوانید سختی کارها را ازشان سلب کنید، باید آن‌ها را متحمل شوید. پس در انتخاب عادت‌هایتان دقت کنید.

 

عادت‌هایی که شما برای خودتان ایجاد می‌کنید تعیین کنندۀ جنبه‌های مختلف انجام کار می‌شوند و می‌توانند کار را سخت‌تر یا آسان‌تر کنند و از همین جهت ارزش انتخاب شما در قیاس با زمان و سختی کار هم تعیین می‌شود و در این مسیر برگ برندۀ شما عادت‌هایی است که برای خود ایجاد می‌کنید.

 

مسئله سومی که می‌تواند به عمل‌گرایی منجر شود کنترل زمان است.

به این فکر کنید که روزمره‌تان را چه چیزهایی تشکیل داده است. دوازده ساعت خوابیدن، پنج ساعت اینستاگرام‌گردی و دو ساعت دیدن اخبار؟ یا با ترکیبی دیگر زمان را هدر می‌دهید؟
اگر در هیچ یک از دسته‌های مورد نظر نیستید و قدر زمان‌تان را می‌دانید به شما تبریک می‌گویم، گام بزرگی در جهت موفقیت برداشته‌اید.(در ضمن من برای دوستی با شما آماده‌ام.)

همواره به این آگاه باشید که هیچ نیازی نیست خود را تحت اجبار شدید قرار دهید و سعی کنید به سرعت خود را تغییر دهید. تغییر یکبارۀ تمام عادت‌ها چیزی‌ست ناممکن. شما می‌توانید ذره‌ذره شروع کنید و کم‌کم به آن بیافزایید. در واقع اگر شما در هر ساعت از روز شش دقیقه فعالیت مفید داشته باشید با در نظر گرفتن میزان خواب معمولی(8 ساعت در شبانه‌روز)، روزانه 96 دقیقه فعالیت مفید داشته‌اید.

و اگر بتوانید هر روز برای هر یک ساعت‌تان، یک دقیقه فعالیت بیشتر در نظر بگیرید بعد از نُه روز از 96 دقیقه فعالیت در روز به 240 دقیقه در روز رسیده‌اید و بهره‌وری شما 2.5 برابر شده است.

انجام خُرد خُرد کارها چیزی‌ست شبیه به غذا خوردن. شما لقمه لقمه می‌خورید تا کاملا سیر شوید نه اینکه همۀ غذا را یک‌دفعه ببلعید.

 

برایان تریسی در کتاب قورباغه‌ات را قورت بده از تمرینی نام می‌برد به اسم تنبلی سازنده که قسمتی از آن را برای‌تان قرار می‌دهم:


شما قادرید کنترل زمان و زندگی‌تان را به دست بگیرید تنها به این شرط که انجام کارهای کم ارزش را متوقف کنید.

یکی از قدرتمندترین واژه‌های مدیریت زمان واژۀ «نه» است. به هر کاری که استفاده مفید از زمان و زندگی‌تان محسوب نمی‌شود «نه» بگویید. زود به کار ناخوشایند «نه» بگویید و این واژه را زیاد به کار ببرید. واقعیت این است که شما وقت زیادی ندارید. برای اینکه کار جدیدی بکنید باید کار قدیمی را تمام کنید. لازمۀ وارد شدن خارج شدن است و برداشتن چیزی مستلزم گذاشتن چیز دیگر است.

تنبلی سازنده یعنی آگاهانه و متفکرانه چیزهایی را که الان یا هیچوقت دیگر قصد انجام‌شان را نداریم را به دقت مشخص کنیم. اکثر آدم‌ها دچار تنبلی ناخودآگاه هستند و بدون فکر کردن کارها را به تعویق می‌اندازند.


یوهان ولفگانگ گوته می‌گوید:

«ما همیشه وقت کافی داریم اگر بخواهیم و اگر درست از آن استفاده کنیم.»


 

گام نهایی‌ای که شما باید برای به عمل رساندن خواسته‌تان انجام دهید بی‌ربط به مراحل قبل نیست. در اصل ترکیبی‌ست از پیاده‌سازی عادت‌های مفیدی که برای خود ایجاد می‌کنید در بازه‌های زمانی‌ای که برای خود تعیین کرده‌اید. و پیش بردن این ترکیب در راستای هدفِ از پیش تعیین شده شما به شدت موثر است و می‌تواند نتایج بزرگی را برای شما به ارمغان بیاورد.

 

راه رسیدن به کامیابی در دو چیز است:

1-پشتکار

2-آگاه بودن از شیوۀ پشتکار

 

اگر نتوانید مسیر حرکت خود را آگاهانه انتخاب کنید هرگز به مقصد درستی نمی‌رسید.

حکایت کسی که کورکورانه تلاش می‌کند و تعیین هدف نکرده است شبیه با آن مردی‌ست که در دشت به سرعت با اسبش به تاخت بود و زمانی که از آن پرسیدند به این سرعت به کجا می‌روی؟ گفت: نمی‌دانم از اسب بپرسید.

 

اگر ندانید می‌خواهید به کجا برسید، رسیدنی در کار نیست.

 

اگر در این مسیر گاهی خسته شدید عیبی ندارد.

اگر ناامید شدید اشکالی ندارد.

اگر احساس سُکنا بودن کردید مشکلی نیست.

برانگیخته شدن هر حسی در وجود شما در مرور زمان امری‌ست عادی و هیچ نیازی نیست از آن بترسید، همین که بر احوالات خود آگاه باشید و بتوانید با آنها مقابله کنید کافی‌ست.

هیچوقت هم سعی نکنید برای خود مدت زمان دیر و درازی را تعیین کنید که در آن مدت به شیوه‌ای خاص کارها را انجام دهید. شما آزادید که تجربه‌های نو کسب کنید و برای جلوگیری از رخوت در وجودتان تازگی را تجربه کنید. در ضمن گاهی اوقات ایجاد تنوع در شیوۀ پیشبرد کارها به شدت مفید است و می‌تواند ایده‌های بکری را برای خلاقانه انجام دادن فعالیت‌هایتان به ذهن‌تان برساند.

 

در ضمن مدیر مدرسه‌مان هنوز همان است که بوده. قصد هم ندارند عوضش کنند.
شاید خوب بودن و تلاش دائمی برای آن، راز در صدر ماندن باشد. چه بسا موفقیت‌های که تنها برای یک روز بوده‌اند.

از قدیم هم می‌گویند:

قهرمان شدن سخت است و قهرمان ماندن سخت‌تر.

عمل‌گرایی هم چیزی‌ست شبیه به قهرمانی. رسیدن به آن سخت است و پایبند بودن به آن سخت‌تر.

2 thoughts on “عمل‌گرایی | چگونه عمل‌گرا باشیم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *