ما یکدیگر را نمی‌شناسیم

ما هیچوقت یکدیگر را کامل نمی‌شناسیم پس حقیقی‌ترین عواطف ما در هر مقطع زمانی‌ای نسبت به هر کسی باز هم حقیقی نیست زیرا که ممکن است ما از یک ویژگی فرد مورد نظر که هنوز به آن پی نبرده‌ایم متنفر باشیم یا به آن عشق بورزیم. یعنی عواطف ما در تمامی حالات، کمتر یا بیشتر از چیزی که در حقیقت می‌توانند باشند، هستند.

صد البته این توقع که ما یکدیگر را کامل بشناسیم توقعی بیهوده و عبث است و عایدی‌ای غیر از ناامیدی ندارد چونکه آدم‌ها خودشان هم به تمامی از خود شناخت کافی ندارند.

به اعتقاد من برخی از حرف‌ها هستند که آدم در جمع نمی‌تواند بیان‌شان کند.
برخی دیگر از حرف‌ها هستند که اگر آدم تنها با یک نفر هم باشد باز قابل بیان نیستند
و برخی از حرف‌ها هستند که آدم حتی در خلوتش به خودش هم نمی‌تواند بگوید و اگر تنها به همین توجه کنیم و به نمونه‌ای از درون خودمان ارجاع دهیم و به حرف‌هایی فکر کنیم که حتی از گفتن‌شان به خودمان هم ابا داریم، می‌توانیم به این حقیقت برسیم که ما تنها چند درصد از دیگران را دوست داریم یا به آن تنفر می‌ورزیم زیرا تنها همانقدر از آنها را می‌شناسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *