متولدین یک تضاد!

چرا آدم وقتی زنده است روی آب شناور نمی‌شود تا وقتی مرد در آب غرق شود؟
این سوالی بود که دیشب در یک پادکست شنیدم و خب عمیق‌تر از آن بود که به مباحث علمی‌ای در مورد چگالی انسان در پس و پیش مرگ ختم شود.
این سوال شاید به معنای زندگی ربط داشته باشد. به اینکه چرا همه چیز برعکس است؟
امروز با رفیقم چیزی حدود ده کیلومتر راه رفتیم و از چیزهای مختلفی حرف زدیم و فهمیدم خیلی از مواقع همه چیز غرق‌وارانه رخ می‌دهد. یعنی درست وقتی می‌آیی روی آب که دیگر فایده ندارد.

بعضی‌ها وقتی معذرت‌خواهی می‌کنند که دیگر فایده‌ای ندارد.
بعضی اوقات زمانی یک اتفاق رخ می‌دهد که دیگر هیچ ذوقی برایش نداریم.
پول برای وقتی است که دیگر پیر شده‌ایم, نه جوانی.

خوب که فکر می‌کنم انگار که ما در یک تضاد متولد شده‌ایم. اصلا اولش هم به دنیا می‌آییم تا بمیریم.
شاید باید پذیرفت که سخت است اما زندگی سراسر تضاد است و همین به زندگی تبدیلش کرده.

پی‌نوشت: پست گذاشتن با موبایل برای سایت خیلی سخته🤕

2 thoughts on “متولدین یک تضاد!

  1. دقیقا چیزهایی که من قبلا دوست داشتم ولی اون برهه زمانی نداشتمشون (حالا به هر شرایطی )حالا که بزرگتر شدم برام ارزشی نداره و دیگه ذوقی برای داشتنش ندارم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *