می‌ترسم!

راه را اشتباه می‌روم
به هر صندلی ای که می‌رسم می‌نشینم
بی دلیل بندهای کفشم را باز می‌کنم و می‌بندم
با غریبه‌ها هم خوش و بش می‌کنم

می‌ترسم!

از اینکه برسم و تو رفته باشی، می‌ترسم.

اباصالح عسکرپور

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *