هیچِ پُر طمطراق

جلوی چشمم 18 کلیدواژه را نوشته و چسبانده‌ام به دیوار که به حساب تولید محتوایم حول 18 کلمۀ مرتبط به هم بگذرد.

امروز جای همۀ برنامه‌هایم را جابه‌جا کردم تا تنوع شاید به چیزی نو منجر شود اما گند زدم. گند زدم و الان که 18 کلمه را زیرورو می‌کنم هیچ عایدم نمی‌شود. روبه‌رویم 18 کلیدواژه را چسبانده‌ام که گویی هیچ سر در نمی‌آورم ازشان و برگه‌های روبه‌رو انگار یک هیچ پر طمطراق‌اند که برای شیره مالیدن به سر خودم چسباندم‌شان به دیوار.

خیلی پیش می‌آید اینکار را انجام دهیم. محصور و محدود کردن خود در بایدهایی که باید برای‌شان نبایدهایی هم قائل شویم. خیلی وقت است سایت رنگ شعرهایم را ندیده، داستان‌هایم را انگار قرار است تا همیشه در پستو نگه دارم و قرار است خودم را تحت فشار بگذارم تا به صورت خرکی فقط و فقط یادداشت بنویسم و هفته‌ای هم یک مقاله.

حقیقتش گاهی از نوشتن هر روز و هر روز یادداشت نوشتن خسته می‌شوم. از روزی که قرار بر این شد روزانه یک پست در سایت بگذارم چیزی حدود نود یادداشت نوشته‌ام و ده مقاله، کار سختی بوده و ادامه‌اش سخت‌تر است و نمی‌دانم طبق کدام تفکر به این نتیجه رسیدم که باید فقط یادداشت بگذارم و مقاله!

حالا که خوب فکر می‌کنم، نه شعر جای یادداشت را تنگ می‌کند و نه داستان جای مقاله را، اصلا شاید خوشم آمد و جستار هم نوشتم و مطمئنم آن هم جای چیزی دیگر را تنگ نمی‌کند. همانطور که بزرگان متفکر و فلاسفه و افراد بزرگ پنداری از این قبیل معتقدند که در این دنیا برای هر کسی جا هست وبلاگ‌نویسان هم باید بر این معتقد باشند که برای هر نوشته‌ای جا هست و از به اشتراک گذاشتن نوشته‌های مختلف‌شان پرهیز نکنند.

 

2 thoughts on “هیچِ پُر طمطراق

  1. بله. نوشته هاتون رو از ما و خوتون دریغ نکنید:)
    منم اوایل می گفتم وای این نه وای اون نه. خوب بله آدم باید نظم داشته باشه توی کاراش. ولی خوب چه عیبی داره آدم هفته ای یکی دو تا داستان بنویسه؟ معرفی کتاب بنویسه؟ هر از گاهی هم شعری هوا کنه؟ بلی جای هم را تنگ نمی نمایند. تازه برنامه مون هم پر میشه اینقدر کاسه چه بنویسم چه بنویسم دست نمی گیریم:))

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *