پیشرفت به شیوۀ کتک‌کاری

منشی از اتاق دکتر می‌آید بیرون و می‌رود پشت میزش و با خانمی که صندلی‌اش را به میز چسبانده دعوا می‌کند که برود عقب‌تر.

بچۀ چند ماهه‌ای در گوشۀ سمت چپ مطب در بغل مادرش گریه می‌کند و مادرش خودش را می‌خزاند کنجی که کمترین دید را از بیرون دارد و سینه به دهان بچه می‌گذارد تا شیر بخورد و زیر لب فحشش می‌دهد.

صدای بلندی در مطب می‌پیچد و یک خانم با صدای بلند می‌گوید آخ! یک پسر بچۀ پنج شش ساله نشسته بود بر میز و حالا میز را شکسته است.

یک جفت کودکِ خواهر و برادر دعواشان می‌شود و پسر شوت می‌زند به پای خواهرش و اشکش را در می‌آورد و مادرش هم با ضربی بیشتر می‌زند توی گوش آن و اشکش را در می‌آورد.

خشمی اندوخته شده در ریزسلول‌هایمان که بر سر یکدیگر تخلیه می‌شود. سلسله مراتبی که یکی‌یکی گنده‌تر می‌شود و هر کسی که زورش به بعدی می‌چربد می‌زندش یا به فحش می‌بندتش.

فکر می‌کنم باید اولین نمایشنامه‌ام را همین‌جا بنویسم. یک نمایشنامۀ تک صحنه‌ای با خشمی فراوان. اصلا می‌توانم به حرف‌های گنده‌گنده برسم و شیوه‌ای ارائه دهم که چطور با دیدن دعوای دیگران راهی برای پیشرفت خود باز کنیم، چرا ننویسم؟ راه زیاد است می‌شود شعری تلخ بنویسم که دارد بدبختی را جار می‌زند.

اما چیزی که حالا در این مطب سه در چهار به ذهنم می‌رسد این است که رشد کردن هم می‌تواند از شیوۀ سلسله مراتبیِ زور گفتن و کتک‌کاری پیروی کند. من دست پایین‌تر از خودم را می‌گیرم و بالاتر از من دست مرا، یعنی به جای اینکه پا بگذارم روی پایینی و لهش کنم دستش را می‌گیرم تا کنارم بایستد و به جای یک رقیب کمتر یک همراهی بیشتر داشته باشم.

پیشرفت کردن را در این مسیر اگر به سادگی بخواهم شرح دهم به اعتقادم یعنی:
مشتی را که گره کرده‌ای به سمت دیگری پرتاب کنی باز کن و دستش را بگیر. به همین راحتی.


پی‌نوشت: این نوشته حاصل آزادنویسی در زمانی است که در یک مطب منتظر بودم و فکر می‌کنم از شگفت‌انگیزترین تجربه‌های نوشتاری‌ام تا کنون بود.


از این تمرین در اینجا گفته‌ام:

تمرینی بری ایده‌یابی

2 thoughts on “پیشرفت به شیوۀ کتک‌کاری

  1. چرخه های تخلیه خشم و انتقال اون…
    اهم نمایشنامه جالبی باید بشه.
    چرا که نه. میشه از هر چیزی یه چیز دیگه کشید بیرون. فقط یکم آدم باید جابجا بشه تا زوایه دید درست رو پیدا کنه.
    و بلی آزاد نویسی به علاوه جزئی نگاری از رفتار ادم های دور و بر شگفت انگیزه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *