چرا دست از انتشار نمی‌کشم؟

این روزها بیشتر می‌نویسم اما کمتر میل به انتشار دارم. به خوبی بر این آگاهم که رشد فردی در دنیای امروز به مقدار زیادی هم به انتشار کردن مربوط می‌شود، انتشار هر چیزی که مربوط به خودمان می‌شود، حتی روند رشد، نه صرفا آموزش دادن و منتقل کردن آموخته‌های خود به دیگران.

حال‌وهوای سایت هم خوب نیست، انگار که به یک تکرار طوطی‌وار رسیده‌ام و حرف‌های قبلی خودم را تکرار می‌کنم. اما تلاشم در این است که حداقل به زبان و بیانی نو برسم، چیزی شبیه به پوست انداختن.

همین الان هم به خودم می‌گویم خودت خوب می‌دانی که اجباری در کار نیست، حداقل بر این قسمت از زندگی‌ات اختیار داری و می‌توانی همین جا تمامش کنی و سرعتت را کمتر کنی. اما دلم رضا نمی‌دهد که این عادت مفید را زیرپا بگذارم، به دو دلیل: اول اینکه فکر می‌کنم این عادتی است که تنها در طولانی مدت و تکرار بسیار جوابگو است نه در مدتی کم با بازدهی سریع. و دوم اینکه برای ترک هر عادت بهتر است عادتی نو ایجاد شود که در حال حاضر هیچ ایدۀ بهتری برای آن ندارم.

مدتی دیگر قرار است شروع به نوشتن زندگی‌نامه‌ام کنم، نه اینکه چیز خاصی باشد زندگی‌ام، این کار را برای دلم می‌کنم و خب فکر می‌کنم نوشتن روزانه و دائمی آن بهترین عادتی‌ست که شاید بتواند جایگزین شود، یا شاید هم بهتر باشد با هم پیش بروند. اما ترک کردن چیزی صرف به اینکه گاهی سخت می‌شود و قید فوایدش را زدن یک خیانت است، خیانتی به خود.

بهترین چیزی که می‌توانم برای خودم تعیین کنم این است که تا جایی که صحیح می‌دانم ادامه دهم و آنجا لحظه‌ایست که به چیزی بهتر از این برسم.

4 thoughts on “چرا دست از انتشار نمی‌کشم؟

  1. من هم خیلی وقته که مرددم. احساس می‌کنم حرفام تکراری شده و این خودش یه بهونۀ خوبه برای مطالعۀ بیشتر و جدی‌تر گرفتن آموختن. مشکل من اینه که هر وقت می‌خوام متمرکز بشم نمی‌تونم. جدای از وسوسه و حواسپرتی احساس می‌کنم به هیچ وجه نمی‌تونم توی اون زمینه خوب عمل کنم. همش سعی می‌کنم خودمو دست کم نگیرم و به خودم قوت قلب بدم اما بعضی روزا مثل امروز پیش رفتن خیلی سخت می‌شه. روزانه پست هوا کردن واقعاً چالش سنگینیه. تنها امیدم اینه که پس فردا یکی از پروژه‌های نسبتاً سنگینم تموم بشه بلکه ذهنم کمی آرووم بگیره. خیلی وقته دلم می‌خواد برم توی جلد کتابخوار و کلی کتاب رو ببلعم:)) ولی کمی دیگر صبر می‌کنیم.
    نوشتن زندگی نامه خیلی هم خوبه. من شروع کردم به ثبت خاطرات مامان بزرگم. تا حالا چندتا خاطره ازش ضبط کردم. نشستن پای حرفا و خاطرات دیگران خیلی لذت بخشه:)

  2. سلام اباصالح
    در مورد ادامه دادن انتشار محتوا در سایت خودت میدونی چیکار کنی اما پیشنهاد من به عنوان یک دوست اینه که اگه همچنان به انتشار متن ها معتقدی و این رو جز مسیر اصلی خودت میبینی . انتشار روزنه محتوا در سایت رو ادامه بده
    اقای کلانتری میگه هر روز ۹ ماه باید روزانه در سایت تولید محتوا کنی-شده یک خط- تا اون موقع سایت متولد بشه و بفهمی میخوای چیکار کنی
    نظر من هم همینه . سخته اما ادامه دادن خیلی میتونه نتایج فوق العاده ای داشته باشه ، خصوصا برای یک محتواگر
    نکته اخر هم برای تولید محتوا خودت رو به موضوع خاصی الان متعهد نکن . از همه چی بنویس . حتی از ساده ترین و دم دستی ترین چیز های زندگیت
    همین ایده انتشار روزانه زندگی نامه ات که روز رو چگونه گذراندی در سایت میتونه ایده خوبی باشه به شرطی که اسیبی به حریم خصوصی ات وارد نکنه

    1. سلام سلام.
      همچنان قرار بر ادامه دادنه، با تمام سختی.
      اره واقعا همینطوره و مدت زیادی طول میکشه تا آدم بتونه به حد مناسبی برسه و کارش رو هم تا جایی که دوست داره رشد بده.
      پیشنهاد خوبیه. یا حتی میتونم بخش‌هایی از زندگینامه رو هم منتشر کنم.
      یه نظرم یه روز با هم قرار بذاریم حرف بزنیم.
      ممنون بابت حضور و کامنتت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *