چرا کارها را شروع نمی‌کنیم؟ | 6پیشنهاد برای شروع کار

هر چقدر که دوست دارید از من بهتر باشید، من اما در خیالاتم چند پله از شما بالاترم و فکر می‌کنم برای همه اینطور است که در خیال‌شان چند پله یا خیلی پله از واقعیت جلوترند و همین گاهاً مانع از شروع کردن کارها می‌شود.

انشتین:
منطق شما را از «الف» به «ب» می‌برد، در حالی که تخیل شما را همه جا می‌برد.


همه ما هم از خودمان و هم از دیگران تصویر ذهنی داریم. مغز همواره به رویاهای روزانه مشغول و سرگرم است، به این مسئله و یا آن مسئله اشتغال فکری دارد و یا با قوۀ تخیل و تصور خود، ایده و تصویر خلق می‌کند. انسان از دوران طفولیت به تدریج شروع می‌کند تا ساختار تصویر «من» را بسازد. هر یک از ما به این عمل مشغول بوده‌ایم. این تصویر ذهنی از «من» است که جراحت برمی‌دارد. وقتی «من» مجروح می‌شود، مقاومت پیش می‌آید.

شبکه فکری | کریشنامورتی


پس اینکه در خیال‌مان از خود تصویری بسازیم امری عادی است و نیازی نیست با آن مقابله کنیم، مهم این است که تنها به خیال‌پردازی بسنده نکنیم.

خیال‌پردازی فراوان مانع از زندگی در واقعیت است.

اگر در خیال‌تان بهترین ماشین‌ها را سوارید‌، ماشین کنونی‌تان هرگز برای‌تان کافی نیست.
اگر در خیال‌تان بزرگ‌ترین کاخ‌ها را صاحبید، خانه اکنون‌تان همواره برایتان کوچک است.
اگر در خیال‌تان معشوقه‌ای بی‌عیب و نقص دارید، هیچ همسری نمی‌تواند شما را به کمال برساند.

خیالات از واقعیت نشأت می‌گیرند اما اگر کنترل نشوند به راحتی بر واقعیت غلبه می‌کنند و میل و رغبت شما را برای رشد از بین می‌برند، زیرا شما همه آن چیزی که می‌خواستید را با تخیل کردن به دست آورده‌اید.
برای کامیابی در زندگی فقط خیال‌بافی کافی نیست، فرمول به دست آوردن خواسته‌هایتان تنها از ضربِ مقدارِ فراوانی تلاش در یک برنامۀ منسجم حاصل می‌شود.(+)

 

دلیل دیگری که می‌تواند مانع از شروع کارها باشد ناامیدی از شکست‌های قبل است.

یادم است بعد از اینکه در یک مسابقه باختم تا مدتی باشگاه نمی‌رفتم و فکر می‌کردم هر چیزی بتوانم بشوم جز بوکسور.

اگر به شکست‌هایتان بیش از حد فکر کنید این قدرت را بهشان داده‌اید که آینده‌تان را هم نابود کنند.

 

6 راهکار برای شروع  کردن کارها

 

1-زیباترین قورباغه‌تان را قورت دهید

در کتاب قورباغه‌ات را قورت بده از برایان تریسی به این اشاره شده که اگر مجبورید دوتا قورباغۀ زنده را بخورید، اول قورباغۀ زشت‌تر را بخورید.

اما برای شروع کار این پیش‌فرض اصلا مناسب نیست. برای شروع کار باید زیباترین قورباغه‌تان را انتخاب کنید.

فکر می‌کنم شروع یک کار از سخت‌ترین حالتش شبیه به این باشد که از روز اول باشگاه رفتن شروع به تمرین کردن با وزنه‌های سنگین کنید و قاعدتاً امکان‌پذیر نیست. برای برداشتن وزنه‌های سنگین مقدمه‌ای طولانی لازم است و آن تمرین با وزنه‌های سبک‌تر است تا زمان رسیدن به آمادگی لازم.

پس بنگرید که آسان‌ترین کاری که می‌توانید انجامش دهید چیست و انجامش دهید.

در بخشی دیگر از کتاب هم اشاره می‌شود که: اگر باید یک قورباغۀ زنده را بخوری، نباید مدت طولانی‌ای بنشینی و به آن نگاه کنی.

پس وقت تلف کردن شروع کار را سخت‌تر می‌کند؛ زودتر انجامش دهید.

 

2-فقط با یک کار شروع کنید
اگر خود را سختی دهید و بخواهید که هم‌زمان همۀ کارها را انجام دهید، آمادۀ این شده‌اید که از نو هیچ کاری نکنید.

در سیرک‌ها هنگامی که شیر کنترلش سخت می‌شود و قصد حمله دارد یک چهار پایه جلوی صورتش می‌گیرند و شیر از حرکت می‌ایستد. ایستادن شیر به این دلیل است که سعی دارد هم‌زمان به هر چهارتا پایه نگاه کند اما نمی‌تواند و مَنگ می‌شود.

سعی کنید با در نظر گرفتن موقعیت فعلی‌تان مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کرده و تنها بر آن تمرکز کنید.

نداشتن اولویت‌بندی مانع از این است که بتوانید جدی کار کنید. بسیاری از مواقع چون خود را به خرده‌کارها مشغول کرده‌اید و وقت‌تان با آن‌ها هدر می‌رود، این فکر به ذهن‌تان می‌رسد که شاید واقعا کار خاصی انجام داده‌اید و وقتی برای انجام کاری دیگر نمانده. در این مواقع به خود اجازۀ بازبینی و دقیق شدن را نمی‌دهید و همین کار مانع از شروع کردن‌تان می‌شود.

 

3-کوتاه برنامه‌ریزی کنید

برنامه‌ریزی‌های طولانی مدت حتی در هنگام نوشتن بر روی کاغذ هم خسته کننده هستند چه برسد در هنگام عمل.

بهترین شیوۀ برنامه‌ریزی در آغاز کار، برنامه‌های یک روزه یا نهایتاً یک هفته‌ای هست.

پارسال یک امتحان داشتم و برای رساندن خودم به آن دو ماه وقت بود، سه هفتۀ اول را روزانه برنامه‌ریزی می‌کردم و تنها از این آگاه بودم که فردا قرار است چکار کنم، نه چند روز بعدتر. بعد از سه هفته و رسیدن به نظم و ثبات در عمل، شروع به برنامه‌ریزی‌های هفته‌ای کردم و ادامۀ مسیر را با آن شیوه پیش بردم.

بهتر این است که اول خودتان را به انجام یک کار عادت دهید و بعد به گسترش مقدار عمل‌تان فکر کنید.

 

4-توقع‌تان را کم کنید
برای شروع کار، کمّی کار کنید، نه کیفی.

توقع اینکه در آغاز هر کاری آن را به بهترین شیوۀ ممکن به انجام برسانید توقعی است عبث و بیهوده که در مرور زمان به جای بالا بردن سطح کیفی کار می‌تواند به بی‌کیفیتی هم منجر شود.

بخش عمده‌ای از افراد با استعداد ناموفق در واقع افراد بااستعداد پرتوقعی هستند که خواسته‌اند راه صد ساله را یک شبه طی کنند و همین مانع بر راه‌شان شده.

برای رسیدن به کیفیت بالا تنها یک راه است؛ کمیت بالا.

اگر بخاطر نداشتن کیفیت، کم کار می‌کنید پس باز هم بی‌کیفیت کار می‌کنید. این یک چرخۀ مسموم است.

 

5-به داشتن یا نداشتن استعداد توجه نکنید

فکر کردن به اینکه با استعداد هستید یا نه فقط یک راه برای اتلاف وقت است. بهترین راه برای پی بردن به اینکه در کاری استعداد داریم یا نه انجام دادن آن است.

استعداد شاید تسریع‌کنندۀ رشد باشد اما لازمۀ آن نیست.

اگر علاقه‌ای را در خود تشخیص دادید اهمیت ندارد که استعداد انجام آن را دارید یا نه، فقط انجامش دهید؛ همین. انجام دادن یک کار تنها راه موفقیت در آن است.

رابرت بنچلی:
دوازده سال طول کشید تا بفهمم که استعداد نویسندگی ندارم، اما دیگر نمی‌توانستم از این کار دست بکشم، زیرا خیلی مشهور شده بودم.

 

6-لذت‌محور عمل کنید نه دستاوردمحور
اگر کاری را با لذت انجام دهید خود به خود برای‌تان دستاورد می‌آفریند.

در یک سالی که شروع به نقاشی کشیدن کرده‌ام هشت دفتر طراحی و چیزی حدود دویست برگه را نقش‌آلود کردم و با اینکه از من نقاش در نیامد اما نیمچه طراح‌ی شدم برای خودم و اکنون با اطمینان کامل می‌توانم بگویم از بیشترین نقاشی‌ام که بدم می‌آید همانی است که برای یک مسابقه یا در واقع برای جایزه‌اش کشیدم.

کاری که تنها برای رسیدن به دستاوردی خاص انجام شود سخت است، شبیه به درس خواندن برای رسیدن به مقامی خاص.(منظور اجباری است که بدون علاقه تحمیل شود)

6 thoughts on “چرا کارها را شروع نمی‌کنیم؟ | 6پیشنهاد برای شروع کار

  1. مرسی ازت… چندین بار تک‌تک موارد رو مرور کردم.
    همشون دقیق بودند و کاربردی.
    البته که من خودم این‌روزا با ترس از شکست دست‌وپنجه نرم می‌کنم.
    موفق باشی.💫🌱

  2. چه متن خوبی:)

    اتفاقاً دارم یه مقاله با همین موضوع می نویسم. با اجازه از متنتون یه چندتایی یادداشت برمیدارم.

    مخصوصا با اون شماره یک خیلی موافقم. آدم وقتی با کاری که خوشش میاد شروع بکنه به پیش رفتن آسون تر میشه چون احساس کنترل و قدرت بهش دست میده.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *