چطور با ترس‌هامان روبه‌رو شویم؟

هر کسی در زندگی ترس‌هایی دارد، ریزودرشت. حالا برای من هم قرار بر این شده که جدی‌تر با ترس‌هایم مواجه شوم و هر چه که فکر می‌کنم در این مسیر مفید باشد را قرار است ارائه دهم.

 

1-آگاهی نسبت به چیستی و چرایی ترس‌مان

آدم تا وقتی نداند از چه چیزی می‌ترسد، نمی‌تواند ترسش را رفع کند. ترس مثل خراب شدن قطعه‌ای کوچک از ماشین است، تا شناسایی نشود قابل درمان نیست و در ضمن می‌تواند وسیع شود و مثل بیماری‌ای شما را از پا بیاندازد.

به عنوان مثال بعضی از ترس‌های من این‌ها هستند: بد بودن نوشته‌هایی که منتشر می‌کنم، بد بودن نوشته‌هایی که در لایوهایم می‌خوانم، بد بودن صدا و تصویرم در لایوها و سوتی دادن و…

حالا شیوه‌ای که من در پیش گرفته‌ام اینطور بوده که هر روز یک پست کوچک در سایتم می‌گذارم تا آن احساس کمال‌گرایی و ترس از انتشار را به حداقل برسانم و توی اینستاگرام هم قرار است لایو بگذارم و حرف بزنم، نه اینکه صرفا از نوشته‌هایی روخوانی کنم.

فکر می‌کنم بهترین روش هم برای از بین بردن ترس همین باشد، آگاه بودن از چرایی‌اش و کشف مسیری برای غلبه بر آن. تا ماهیت چیزی را کشف نکنیم راهی برای مقابله با آن را نمی‌یابیم.

 

2-برداشتن گام‌های کوچک اما مداوم

روبه‌رو شدن با ترس آن هم به طور یک‌مرتبه مثل پریدن به طور ناگهانی از آب گرم در آب یخ است، امکانش است قلب‌تان بایستد. پس ذره‌ذره شروع کنید.

به عنوان مثال شروع من در مسیر نویسندگی اینطور بود که یک صفحه اینستاگرام درست کردم به اسمی دیگر و آنجا منتشر می‌کردم، بعد آمدم توی صفحۀ اصلی‌ام و نوشته‌هایم را استوری می‌کردم و آخرسر رسیدم به پست گذاشتن. یا حتی لایو گذاشتن را هم اینطور شروع کردم که اول نوشته‌های دیگران را می‌خواندم و بعد آمدم سراغ نوشته‌های خودم.

برداشتن قدم‌های کوچک مثل این است که اول پاهاتان را توی آب بگذارید، بعد تا کمر در آب روید و بعد تا زیر گلو تا بدن‌تان به طور کامل به محیط تازه عادت کند. تا به خوبی ندانید قرار است با چه چیزی روبه‌رو شوید تقابل خوبی با آن ندارید.

حالا اگر قصد انجام کاری را دارید همینطور آهسته اما با تداوم عمل شروع به انجام دادن کنید و ترس هم همراه با گام‌برداری شما کاهش می‌یابد.

 

3-دلیلی بزرگ‌تر از ترس‌تان پیدا کنید

آدم بیشتر به صورت دخل‌وخرج و بده‌بستان به مسائل نگاه می‌کند، یعنی به ازای هر چیزی چیز دیگری می‌خواهد. حالا برای خود هدف تعیین کنید. اگر با ترس‌تان مواجه شوید چه چیزی به دست می‌آورید؟

برای من در تمام مسیری که برای ادبیات طی می‌کنم با تمام ترس‌هایی که همواره وجود دارد اما چند چیز مانع از منصرف شدنم می‌شود. اول اینکه تمام این کارها را برای رسیدن به من برتر انجام می‌دهم، رسیدن به آن ایده‌آلی که هر کسی از خودش در ذهن دارد. در اولویت دوم دنبال رشد و دیده شدن هستم، یعنی هم دوست دارم خودم شناخته شوم و هم سایت و هم صفحۀ اینستاگرامم مرجع باشند. و گزینه سوم این است که دوست دارم آموخته‌هایم را با دیگران هم به اشتراک بگذارم، نه اینکه چیزهای ارزشمندی برای گفتن داشته باشم اما در این صورت اگر قرار است رشدی صورت بگیرد رشدی دسته‌جمعی است و اگر هم اشتباهی وجود داشته باشد مورد نقد قرار می‌گیرد و بهتر می‌شود.

حالا شما هم هدف خود را تعیین کنید. قرار است به ازای مقابله با ترس‌تان چه چیزی به دست آورید؟

 

4-دائما به نتیجه فکر نکنید

اگر دائما به این فکر کنید که با برداشتن هر قدم قرار است به چه چیزی برسید قدم برداشتن برای‌تان ناممکن می‌شود. امر مهم‌تر در این مسیر می‌تواند نَفس کار باشد که روبه‌رو شدن با ترس است. حالا اگر می‌خواهید کاری را انجام دهید حتما به دنبال جایزه‌های درشت و کلان نباشید، همین که دیگر نسبت به آن موضوع ترس نداشته باشید و به آگاهی‌ای نسبت به آن دست یابید کافی‌ست.

هر مسیری مسافتی دارد و شما با مجموع شدن اقدام‌هایتان بر روی یکدیگر می‌توانید به آن دست یابید. درست مثل این است که برای سفر از شهری به شهر دیگر بعد از هر کیلومتر طی کردن مسیر از خود بپرسید چرا نمی‌رسید، اما حقیقت این است که شما دائما در حال نزدیک‌تر شدن به مقصدید و این را زمانی متوجه می‌شوید که به آن برسید، نه هر لحظه‌ای در مسیر حرکت.

 

5- ادای شجاعت را در بیاورید

می‌گویند آدم ادای هر چیزی را که در بیاورد شبیه به همان می‌شود. در واقع اگر اظهار به شجاعت کنید پس شجاعید، حتی یک شجاع دروغین. این کار مثل این است که به یک بچه شکلات بدهید تا ببرید سرش را ببرید(چقدر مریض). وقتی شکلات را به بچه می‌دهید این یک عمل مهربانانه است فارغ از آنکه چه نیتی در پشت آن است. شما هم اگر با ترس شروع به انجام کاری کنید شاید از درون بترسید اما از بیرون در حال تلاش برای شجاعت هستید و همین می‌توانید از درون هم بر شما تاثیر بگذارد.

این شیوه من را همیشه یاد بچه‌ها می‌اندازد. اگر شما به بچه‌ای که از تاریکی می‌ترسد بگویید ترسو احتمالا از سر کل‌کل برای مدتی توی تاریکی بماند تا رویتان را کم کند اما دائما بر این هم آگاه است که شما پشت در ایستاده‌اید و اگر خطری را احساس کند راهی برای نجات دارد.

در این روش دقیقا باید مثل بچه‌ها عمل کنیم، یعنی بترسیم اما با همان ترسی که وجود دارد دست به عمل بزنیم و همواره یک راه برای ایمن‌سازی خود هم در نظر بگیریم، دری برای فرار از خطری که شاید واقعا عظیم باشد. حداقلش این است که مواجه‌ای با ترس‌مان داشتیم و به شناخت بهتری به آن رسیده‌ایم.

4 thoughts on “چطور با ترس‌هامان روبه‌رو شویم؟

  1. خیلی هم خوب:)
    فقط اون شمارۀ 1 توی عنوان به چرایی اشاره کردی. آیا منظور ریشۀ ترس است؟ به نظر من ریشه خیلی مهمه. چرا ایجاد شده؟ چی شد که ایجاد شده؟ از کی و کجا ایجاد شده؟ وقتی که دلیل رو بدونی انتخاب کردن راه حل مناسب راحت‌تر میشه.

      1. بلی اینگونه متن‌ها رو مدام میشه کامل کرد. تو فکرم منم یه پست بلندبالای مقاله طور در این زمینه بنویسم:) خیلی وقت شده که چندان بلند ننوشتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *