چطور رشدمان را به چشم ببینیم؟

اولش توی درس خواندن بود که این را کشف کردم و بعد توی هوازی کار کردن. اگر می‌خواهی بفهمی در حال رشد هستی یا نه یک راهش اندازه‌گیری زمان است.

دوره‌ای که دغدغۀ اصلی‌ام شده بود درس خواندن و هر روز باید چند ساعتی را برایش وقت می‌گذاشتم از یک جایی به بعد دیگر نتوانستم در برابر اینکه ندانم با چه کمیتی کار می‌کنم مقاومت کنم. یعنی هر روز شاید درس‌ای مشترکی را می‌خواندم اما می‌دانستم که به مقدار متفاوت و همین که نمی‌دانستم دقیقا چقدر عصبی‌ام می‌کرد.

یک ساعت خریدم که تایمر هم داشت و هر وقت که می‌نشستم به درس خواندن دکمه‌اش را می‌زدم و هر وقت هم که بلند می‌شدم قطعش می‌کردم. اینکه برای خودم تعیین می‌کردم که در حال رشد یا اُفتم به یک محرک تبدیل شده بود تا بیشتر پشت میز بنشینم و بیشتر تلاش کنم، یعنی دائم دنبال شکستن رکورد خودم بودم.

دیدن روند رشد، آدم را به بیشتر ادامه دادن وادار می‌کند و شیوۀ من هم همین بود. از یک ساعت در روز شروع کردم و در یک ماه تا هفت ساعت‌ونیم درس خواندم و تمام این‌ها از بلکه سر یک ساعت بود و نوشتن زمان دقیق هر کاری بر روی کاغذ و مقایسه با روز قبل. و البته همۀ این کارها باید در راستای یک هدف باشند.

توی هوازی کار کردن هم اینطور است که همیشه توی تمرین‌ها به دو چیز توجه دارم. نکته اول این است که هر روز کمیت را ذره‌ذره بیشتر کنم و در وهلۀ دوم وقتی به اندازه کافی استقامت را بالا بردم به صورتی تمرین را فشرده‌تر کنم، مثلا اگر توی نیم ساعت پنج کیلومتر می‌دویدم حالا توی نیم ساعت نیم کیلمتر بیشتر بدوم.

حقیقتش هم این است که یک روز یک کتاب برده بودم مدرسه و وقتی معلم درس می‌داد من پشت تمام کلاس نشسته بودم و کتاب می‌خواندم و درست از لحظه شروع کلاس تا پایانش، کتاب را از اول تا آخر خواندم و کتاب هم کتاب خوش‌حجمی بود. همان جا انگار که به خودم افتخار کرده باشم که چه سریع کتاب می‌خوانم و بعدش هم همین ایده را دقیق برداشتم و سر کتاب‌های درسی خواندن پیاده‌اش کرده‌ام که جواب هم داد.

حالا اگر شما هم دلتان می‌خواهد این روند را ببینید یکی از راه‌هایش همین است، یک ساعت با قابلیت اندازه‌گیری زمان و یک برگه برای ثبت دقیق همه چیز برای مقایسه با قبل. همین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *