چطور کاربردی کتاب بخوانیم؟

قبل‌تر کتاب خواندن برایم صرف به این بود که بخوانم که خوانده باشم و اندک لذتی هم ببرم. اما این روزها فکر می‌کنم بهتر این است که علاوه بر تاثیر کتاب‌ها بر ناخودآگاه سعی کنم با کوششی خودخواسته تاثیرشان را در خودآگاه ذهن هم بر جای بگذارم.

شیوۀ کتابخوانی‌ام عبارت است از چند مرحله مختلف:

1-کتاب را راحت و روان می‌خوانم و اجازۀ ارتباط راحت و بی‌مانع را می‌دهم

2-هر چه که در ذهنم مانده را می‌نویسم و اگر هم نقد یا عقیده‌ای دارم به آن اضافه می‌کنم

3-بازخوانی را با دقت شروع می‌کنم که خودش سه مرحله دارد:

اول: زیر قسمت‌های مهم خط می‌کشم

دوم: هر نکتۀ مهم و مرتبط به مطلب که به ذهنم برسد را در حاشیه کتاب یا در دفتری یادداشت می‌کنم

سوم: از نو شروع به نوشتن از کتاب می‌کنم و نوشتۀ قبل را پروبال می‌دهم و هر چه که یاد گرفته‌ام را مجموع می‌کنم.

 

وقتی این سه مرحله به خوبی انجام شود به اعتقاد من یک مطالعۀ کاربردی صورت گرفته که می‌توان نکاتش را برداشت و در زندگی پیاده کرد. در ضمن با تکرار هر چه بیشتر این شیوه از مطالعه نتایج بهتری می‌گیرید. به عنوان مثال خودم در ذهن دارم که بیگانۀ کامو را برای بار سوم بخوانم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *