یک اتفاق عادی و غیرمعمولی!

همین یکی دو ساعت پیش بود که داشتم شیر حمام را تنظیم می‌کردم تا دمای آب همانقدر که می‌خواهم باشد و ناگهان سرمای آب لرزاندم. همان لحظه فهمیدم کسی در خانه شیر دیگری را باز کرده پس بدون معطلی و با صدای بلند شروع کردم داد زدن که شیر را ببندید یخ زدم…شیر رو ببندید یخ زدم…که برادرم در دادی متقابل جواب داد شیر بسته‌ست ساکت شو.(البته کمی غیر محترمانه‌تر)

هر چه فکر کردم نفهمیدم سرمای آب برای چه است؟ آبگرم کن که به برق بود و حتی قبل از این هم آب را چک کرده بودم و گرم بود. نگاهی به پشت سرم کردم و دیدم نه شیری باز بوده نه آبگرم کن اشتباهی کرده، تقصیر از من بود که بدون نگاه کردن شیر را گذاشته بودم روی سردترین حالت ممکن و به دنبال دلیلی در خارج از شرایط اتفاق بودم.

همان‌جا خنده‌ام گرفت و مقداری هم جا خوردم. خنده‌ام دلیل خاصی نداشت و از آنجا که آدم بی‌مزه‌ای هستم به راحتی می‌توانم به پوست پیاز هم بخندم اما جا خوردنم برای این بود که خودم خطا کرده بودم و دیگران را بازخواست می‌کردم.

اصلا اگر فقط قرار به خندیدن بود که این را نمی‌نوشتم اما اینکه آنطور جا خوردم مرا مجبور کرد بنویسم.

اگر خوب نگاه کنیم احتمالا در زندگی هر یک از ما خطاهای زیادی از این قبیل وجود دارد که فکر می‌کنیم هر بلایی به سرمان آمده تقصیر دیگران است و چشم‌مان را تمام و کمال بر عیب و خطاهای خود بسته‌ایم.

اما من نمی‌گویم دیگران در زندگی ما تاثیر ندارند چون قطعا تاثیر دارند. درست مانند همان جمله برادرم که خیلی هم محترمانه نبود اما مرا آگاه کرد یا باز شدن شیر در دفعه‌های قبل که باعث شده بود من ایندفعه هم بدون هیچ مکث و منطقی به دنبال خطای دیگران باشم و هیچ به اینکه آیا خودم هم خطایی کرده‌ام یا نه فکر نکنم.

2 thoughts on “یک اتفاق عادی و غیرمعمولی!

  1. اگه یاد بگیریم به جای فرافکنی و جبهه گرفتن و مقابله کردن در مقابل واقعیت کمی خودمونو ورانداز کنیم که شاید واقعا مشکل از طرف منه، شاید خیلی از مشکلا اینقدر بزرگ نشن.
    البته از اون ور بوم هم نباید افتاد. اینکه هرچی یشه انگشت اتهام رو بگیریم به سمت خودمون و درگیر این نشخوار بشیم که عیب از منه و من کم گذاشتم هم چندان تفکر سالمی نیست!
    مهم اعتداله:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *