یک شیوه برای بهتر عمل کردن

امروز روز پرکاری بود، کارهای زیادی کردم با اینکه کارهای زیادی هم نکردم.

ساعت ده‌ونیم بود که بیدار شدم، کمی دور خودم چرخیدم و حالا بعد از بیداری و هشیاری اولین کاری که کردم این بود که بنویسم قرار است از آنجا به بعد را چکار کنم. برای خودم نوشتم حداقل فلان‌قدر آزادنویسی، به مقدار باقی‌مانده یادداشت‌نویسی درباره کتاب‌هایی که دارم می‌خوانم، شروع کتاب جدید و…

پایان فهرست را هم گذاشت برای دو کار دیگر که اتفاقا برای هیچ کدام هم وقت نشد اما از بابتش ناراحت نیستم. این را به خوبی دانسته‌ام که قرار نیست همیشه همه چیز به طور تمام‌وکمال انجام شود و برای همین در اول هر روز مهم‌ترین کار این است که تعیین کنم چه کاری مهم‌تر است تا در اول لیست قرار بگیرد و فهرست را همانطور پربار می‌بندم که همیشه. اما همیشه یک‌سری از کارها وجود دارند که مزید بر علت‌اند، دلایلی که باید برای بهتر شدن حال‌مان قرار بگیرند تا در صورت انجام دادن‌شان حس خوبی داشته باشیم، نه عذاب‌هایی باشند که با انجام ندادن‌شان تا مرز دیوانگی برویم.

اگر شما هم کارکردی شبیه به من دارید توصیه می‌کنم این امر را خیلی جدی بگیرید، برای من یک موهبت بوده است. وقتی کم‌کم این را به برنامه‌تان می‌افزایید در اثر لذتی که ایجاد می‌شود، می‌تواند کم‌کم به عادت تبدیل شود و حتی به بخشی اصلی از برنامه‌تان ارتقا بیابد، اما مهم این است که این مسئله به نرمی در شما جا بیافتد. می‌توانید این کارها را یک‌روزدرمیان یا به مقداری کمتر انجام دهید و کم‌کم مقدارش را گسترش دهید اما اگر به آن عادت کنید یک حال خوب همیشگی برای‌تان ایجاد می‌شود، حتی به مقداری کم.

حالا برای من هم اینطور است که تقریبا نود درصد شب‌ها به این برنامه به طور کامل رسیدگی می‌کنم و دارد تبدیل به عادت می‌شود، اما تا پیش از عادت شدنش اصلا لزومی ندارد که با سخت‌گیری‌های اضافی خودم را خسته کنم. این یک مسیری است که بهتر است آهسته اما پیوسته در آن قدم بردارید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *