شاهرخ مسکوب و دلیلی برای یادداشت‌نویسی

حالم از خودم بهم می خورد. راستی که دارم بالا می آورم. دنیا در برابرم باز، تا چشم کار می کند گسترده است و من پاهایم فلج است. با چشمی اینجای امروز را می پایم ولی چشم دیگرم با تردید و دیرباوری آینده را می بیند و می سنجد و مثل شاهین ترازو در نوسان است یک جا و در یک حالت نمی ماند، استوار نیست این چشم “عقل” مثل الاکلنگ میان حالت ها و احتمال های گوناگون تاب می خورد…. در چنین روزهایی که دنیای ما دارد زیر و زبر می شود، من نه کاری از دستم برمی آید و نه حتی حرفی دارم.

هفته پیش یک صبح تا غروب نشستم که مقاله ای بنویسم، نتوانستم، چیزی برای گفتن نداشتم. بالاخره وا دادم… نمی دانم چه باید بکنم و چه کاری درست است. در کنار مردم بودن، خود را به سیل نهضت سپردن کافی نیست. نه ایمان به اسلام می تواند مرا جا کن کند و نه مارکسیسم که در نهایت دو بستر این جریان بنیان کن و خروشنده‌اند… “چشم عقل” من نگران آینده است، آینده ای که در بهترین حال با سال ها دیکتاتوری مذهبی روبرو خواهیم بود….

…در تهران چیزی که بعد از یکی دو روز توجه را جلب می‌کرد، این خشم و ستیزه‌جویی مردم بود. انگار همه با هم قهرند و همه در حال تجاوز به حق دیگری هستند و در این راه تا آنجا پیش می‌روند که حق زندگی، اولیه‌ترین حق را نه از دیگری بلکه حتی از خودشان هم سلب می‌کنند. موتوری‌ها نمونه بارز این حقیقتند.

پیاده و سواره، هیچکس در خیابان به دیگری راه نمی‌دهد. و البته سواره‌ها هم به یکدیگر ولی موتوری‌ها برای اینکه راه را بر اتومبیل‌ها ببندند و جلو بزنند، دایم با مانورهای خطرناک در حقیقت با جان خودشان بازی می‌کنند. رفتار اجتماعی مردم خیلی عوض شده. همیشه از این بابت پایمان می‌لنگید، حال انگار دیگر پاک فلج شده‌ایم… در این کشتی شکسته، هرکسی فقط و فقط در تقلای نجات خود است؟


این‌ها بخشی یادداشت‌های روزانه شاهرخ مسکوب هستند، برای همین است که اینقدر به خواندن یادداشت‌های روزانه افراد علاقه‌مندم. نوشتن یادداشت‌های روزانۀ هر کسی به گمانم فراتر از روزمرۀ خودش است بلکه گستردگی‌ای در حد کشور یا فراتر از آن هم می‌تواند داشته باشد.

در این یادداشت مسکوب هم به خود پرداخته است و هم به دیگری‌ها و تحلیلی هم از شرایط موجود داشته است. فکر می‌کنم نوشتن یادداشت‌های روزانۀ هر کسی همینقدر مفید باشد که از شاهرخ مسکوب و برای همین است که حتی به دوستان غیرنویسنده هم توصیه می‌کنم که یادداشت‌هایی بنویسند.

مدت طولانی‌ای است که خودم هم یادداشت‌نویسی را شروع کردم و در بسیاری از مواقع آن را در قالب آزادنویسی انجام می‌دهم اما این موضوع می‌تواند جدی‌تر هم باشد. به عنوان مثال یک پوشه در کامپیوتر دارم به نام یادداشت‌هایی از من و زندگی و خوب می‌دانم که آنجا قرار است همه چیز به دقت و کامل گفته شود و نباید از هیچی بگذرم. این کار آنقدر برایم تاثیرگذار بوده که حتی تحول شخصیتم را هم همراه با هر یادداشت احساس می‌کنم و به گونه‌ای ناظر سیر حرکتی خودم از هر لحاظ هستم و این قطعا از برترین امتیازهای یادداشت‌نویسی روزانه است که من را به هر روز و هر روز تکرار کردن این عمل وامی‌دارد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *