آلبر کامو (5)

«مسئلۀ اصلی چگونه مُردن آدم‌ها نیست، بلکه این است که چگونه می‌توان کنار یکدیگر زندگی کرد.»

آلبر کامو / وقایع‌نگاری‌های الجزایر


«حقیقتاً می‌دانستم که مردن در سی سالگی یا در هفتاد سالگی، چندان فرقی با هم ندارند. چون طبیعتا در هر دو صورت مردان و زنان دیگر زندگی‌شان را ادامه می‌دادند و این امر هزاران سال دیگر ادامه خواهد یافت. به طور کلی، هیچ چیز روشن نبود. این من بودم که می‌مردم. چه الان چه بیست سال دیگر. در این لحظه، آنچه که مرا در استدلالم اندکی ناراحت می‌کرد، جهش وحشتناکی بود که با اندیشیدن به زندگی و فکرهایم در بیست سال آینده در خود حس می‌کردم. کاملاً لازم بود به آن برسم. واضح بود که چگونه و چه وقت مردن ارزشی ندارد.»

آلبر کامو / بیگانه


از ابتدای مسیر بودنِ انسان‌ها در تاریخچۀ زمین، قدرت بقای آدمی هرگز به دوران پس از صلح نمی‌رسد. قاعدۀ زیستن این است که زندگی کنیم، نه اینکه یکدیگر را بکشیم. چگونه مردن مهم نیست، یا حتی اگر هم مهم باشد، مرگ خوب از زندگی خوب ریشه می‌گیرد. تا پلۀ اول را طی نکنید به پلۀ بعدی نمی‌رسید، این چیزی‌ست که در روندی سلسله مراتبی به دست می‌آید.

 

در تفکر کامو مردن چیزی است که اتفاق می‌افتد؛ قطعیتی که زمان به اثبات رسانده. اما همواره مسئلۀ مهم، مردن نیست، رسیدن به زیست باکیفیت و مسالمت‌آمیز است. مسئله‌ای که از عمیق‌ترین باورهای کامو است و در کتاب طاعون، اسطوره سیزیف و وقایع‌نگاری‌های الجزایر به پررنگی هرچه‌تمام‌تر به چشم می‌آید.

 

کامو ستایندۀ صلح است و خوب زیستن، و نافی شدید اتلاف زندگی و هر چیز شبیه به جنگ. جایی می‌خواندم که اگر بعد از خواندن کامو، انسان و انسانیت را بیش از پیش دوست نداشتید، پس نه کامو را فهمیده‌اید و نه کتاب‌هایش را.

 

کامو کسی است که این روزها باید به خوبی هرچه‌تمام‌تر مطالعه شود، شاید بیشتر از همیشه، چرا که جهان به تلنگرهایی برای بیدار شدن نیاز دارد، به فهرستی از دلایلی برای خوب بودن و انسانی‌تر زیستن.

آدم همچنان باید در گوش خود تکرار کند که مهم‌ترین امر، خوب زیستن است. هر چیز دیگری از همین است که نائل می‌شود، از جمله مرگ خوب!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *