لیلی و مجنون

قصه لیلی و مجنون را شنیدی؟وصفِ حالِ مَن و اوست.میشود لیلیِ من, تا شوم مجنونِ دنیا……

آیینه

آیینه شکسته و منخم میشوم از روی زمینتکه های خودم را جمع میکنم. اباصالح عسکرپور

می‌ترسم!

راه را اشتباه می‌رومبه هر صندلی ای که می‌رسم می‌نشینمبی دلیل بندهای کفشم را باز می‌کنم…

تاریخ خونین

عقربه ها سیاه پوشیده اند,زمان بوی خون میدهد,ساعت ها میایستند,تاریخ هم میرود که در جایی نامعلوم…

ابدیت

اگر رگباری به خویش ببندم و تیر آخر را به تو بزنم,تو باز هم زنده ای…درست…

زیبایی تو به کسی جز من هیچ ربطی ندارد

اگر ماه یا خورشید برای نمایان کردنِ چهره ی تو نباشند پس چه سود از طلوعِ…

آبی چشمانت

تنها مگر هنگامِ مرگ با تو همراه شومزیرا زمانی که روحت از جِسمَت پَر بِکشَدجسمم, روحش…