آدم و ماه

باز نگاه می‌کنم و ماه هنوز در آسمان است. دارم به این فکر می‌کنم که آدم…

صدای ماه

من صدای ماه را شنیده‌ام.شنیده‌ام که ماه می‌نالد.شنیده‌ام که می‌گوید هر چقدر هم که ماه باشی…

دائماً مُرده

خورشید نفس‌نفس زنان خود را بر راستای افق می‌کشانَد و نور به تعقیب آن جهان را…

همسایۀ ما قاتل است

تراکتور با قدم‌های شمرده، نفس‌های گرفته و دندان‌های تیز، برمی‌دارد تکه تکه وجودم را.همسایه که خانه…

ما همه تنهاییم

جمعه، از پنجره به داخل می‌ریزد و غمِ تمام هفته را در اتاق می‌افشاند.بادِ سرد، شلاق‌وار…

افعال بی‌رحمند

بر رخسارِ شهر ترک افتاده.بر رخسارِ آسمان ترک افتاده.بر رخسارِ زمین ترک افتاده.چهره مادر را که…

باغچه‌ای برای تو

پنجره را بسته‌ام. در را چِفت کرده‌ام. دست‌بافِ مادربرزگ را هم پوشیده‌ام و بخاری را تا…

با ما همسایه نشوید

تراکتور با قدم‌های شمرده، نفس‌های گرفته و دندان‌های تیز، برمی‌دارد تکه تکه وجودم را.همسایه که خانه…

بارش

شب با گام‌هایی مطمئن بر شهر قدم می‌گذارد و روز از طرف مقابل به خداحافظی می‌نشیند.ابر…